موج

تارنمای شخصی سیروس برزو

در حاشیه یک جنگل کاج، در کنار یک دریاچه، شهرکی وجود دارد که بر آن «میرنی» (در زبان روسی به معنای صلح) نام نهاده‌اند. این شهرک بخشی از مرکز فضایی «پله سه تسک (Plesetsk)»، پایگاه فوق سری شوروی سابق به شمار می‌رود. این پایگاه  که شروع ساخت آن به آوریل ۱۹۵۸ برمی‌گردد، از قدیم در اختیار ارتش شوروی بود و آزمایش‌های موشکی و نظامی آن کشور در این پایگاه از ۳۱ اکتبر ۱۹۵۹ با پرتاب یک موشک ار-۷  آغاز گردید. پله سه تسک پس‌ازآن تبدیل شد به مرکز پرتاب اصلی ماهواره‌های نظامی و جاسوسی شوروی به‌طوری‌که بیش از ۴۰ درصد پرتاب‌های فضایی و حدود ۶۰ درصد ماهواره‌های روسیه از این پایگاه راهی فضا شده‌اند. اولین موشک بالستیک شوروی با کلاهک اتمی در دهه ۱۹۵۰ از این محل پرتاب شد. اکنون تمامی آنچه از آن باقی‌مانده، عکسی در موزه محلی است.

ادامه مطلب


فضانوردان برای تمرین و آموزش فعالیت‌هایی که باید در خارج از ایستگاه فضایی بین‌المللی انجام دهند، از استخر بزرگی در شهرک ستاره‌ای (واقع در حومه مسکو) استفاده می‌کنند.

به گزارش ایسنا، این استخر به تازگی نیاز به تعمیر پیدا کرده است، اما آموزش‌ها را نمی‌توان تعطیل کرد. در برنامه پروازهای آینده به ایستگاه فضایی بین‌المللی قرار است "اولگ آرتیمیف"، فرمانده سایوز ام.اس-8 و "سرگئی پروکوپیف"، فرمانده سایوز ام.اس-9 با انجام یک راهپیمایی فضایی سامانه‌ای را در بدنه بیرونی واحد روسی "زوزدا" نصب کنند. این سامانه که "ایکاروس" (International Cooperation for Animal Research Using Space – ICARUS) نام دارد در چارچوب همکاری بین‌المللی روسیه و آلمان برای مطالعه زیست شناسی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

ادامه مطلب


سرهنگی پسری داشت، که در کاخ برادر سلطان، مشغول خدمت بود. در همان زمان خردسالی، آثار بزرگی در چهره اش دیده می شد.

این پسر هوشمند مورد توجه سلطان قرار گرفت، زیرا دارای جمال و کمال بود که خردمندان گفته اند: توانگری به هنر است نه به مال، بزرگی به عقل است نه به سال.

مقام او در نزد شاه، موجب شد برخی نسبت به او حسادت ورزیدند، و او را به خیانتکاری تهمت زدند، و در کشتن او تلاش نمودند، ولی آنجا که یار، مهربان است، سخن چینی دشمن چه اثری دارد؟

شاه از آن سرهنگ زاده پرسید: چرا با تو آن همه دشمنی می کنند؟

سرهنگ زاده گفت: زیرا من در سایه دولت تو همه را خشنود کردم الا حسودان را که راضی نمی شوند مگر اینکه نعمتی که در من است نابود گردد:

توانم آن که نیازارم اندرون کسی                            حسود را چه کنم کو ز خود به رنج در است

بمیر تا برهی ای حسود کین رنجی است                که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست

شوربختان به آرزو خواهند                     مقبلان را زوال نعمت و جاه

گر نبیند به روز شب پره چشم               چشمه آفتاب را چه گناه؟

راست خواهی هزار چشم چنان             کور، بهتر که آفتاب سیاه

بنابراین نباید از گزند حسودان هراس داشت، زیرا اگر شب پره لیاقت دیدار خورشید ندارد، از رونق بازار خورشید کاسته نخواهد شد.


هدایت یک سفینه در فضا بسیار مشکل است، زیرا در فضا هیچ نقاط مشخصی به‌عنوان علامت وجود ندارد که بتوان به کمک آن‌ها به‌راحتی تفاوت بین یک موقعیت با موقعیت‌های دیگر را تشخیص داد. به همین دلیل ناسا قصد دارد از یک سیستم مبتنی بر اشعه ایکس برای هدایت سفینه‌ها در فضا استفاده کند.

ادامه مطلب


نوریشیگه کانای در توئیتی از ایستگاه فضایی بین‌المللی اعلام کرد که طی ۳ هفته‌ای که از حضورش در فضا می‌گذرد، ۹ سانتی‌متر به قدش اضافه‌شده است. البته کمی بعد، او با ارسال توئیت دیگری پذیرفت که در محاسبات خود اشتباه کرده و قدش فقط ۲ سانتی‌متر بیشتر شده است. تغییر قد فضانوردان، یکی از نخستین اثرات شناخته‌شده شرایط بی‌وزنی بر بدن انسان بود. روی زمین، وزن اندام‌های مختلف نیم‌تنه بالایی به ستون فقرات فشار می‌آورد و مهره‌های کمر و گردن را فشرده می‌کند. در مدار زمین اما اندام‌های مختلف وزنی ندارند، درنتیجه مهره‌های کمر و گردن از هم باز می‌شوند و قد فضانوردان افزایش می‌یابد. البته این اثر موقتی است و با بازگشت فضانوردان به زمین، قد آن‌ها هم به شرایط عادی برمی‌گردد.

اثرات بلندمدت فضا

فضانوردان در فضا با خطرهای بی‌شماری روبه‌رو هستند که کمترین بی‌توجهی به آن‌ها، مرگ حتمی را به دنبال دارد. در طول ۷ دهه‌ای که از آغاز عصر فضا می‌گذرد، کمتر از ۶۰۰ فضانورد به فضا سفرکرده‌اند اما دانشمندان توانسته‌اند با معاینه دقیق همین تعداد کم، برخی از اثرات کوتاه‌مدت فضا را تشخیص دهند. بررسی اثرات حضور بلندمدت در فضا اما نیازمند اطلاعات بیشتری است. ناسا در پروژه فضانوردان دوقلو، وضعیت بدنی «مایک» و «اسکات کلی» را باهم مقایسه کرد. این دو برادر از فضانوردان باسابقه ناسا به شمار می‌آیند و در این پروژه، «اسکات» ۳۴۰ روز را در فضا سپری کرد. در طول این دوره یک‌ساله، هر دو برادر آزمایش‌های پزشکی متعددی را پشت سر گذاشتند و نمونه‌های مختلفی از خون خود را به پژوهشگران تحویل دادند. اسکات کلی در توضیح وضعیت بدن خودش پس از بازگشت به زمین چنین می‌گوید: «درد و گرفتگی عضلات داشتم. کمی از بافت‌های استخوانی و ماهیچه‌ای بدنم ازدست‌رفته بود. بدنم ورم داشت و فشار داخل جمجمه‌ام هم زیاد شده بود. علاوه بر این‌ها، در برخی نقاط پوستم آثاری از جوش و کهیر دیده می‌شد و تا زمانی که دوباره به شرایط روی زمین عادت کنم، حالت سرگیجه و تهوع داشتم

پزشکان چه می‌گویند؟

تغییرات سریع جاذبه در فضا می‌تواند هرماه، چگالی استخوان را به میزان حداکثر ۱ درصد کاهش دهد. در درازمدت، این پدیده می‌تواند به شکستگی و ترک‌خوردگی استخوان براثر پوکی استخوان و مشکلات جسمی بلندمدت منجر شود. بی‌وزنی هم‌چنین سبب می‌شود که مایعات بدن به‌سوی اندام‌های فوقانی جابه‌جا شوند که ورم کردن، افزایش فشارخون و بروز مشکلاتی در بینایی و عملکرد برخی اندام‌ها را به همراه دارد. تغذیه مناسب و ورزش منظم در پیشگیری از بروز این مشکلات، نقش مهمی دارد.

اختلالات روانی

زندگی طولانی‌مدت در محیط بسته و منزوی فضاپیماها و ایستگاه‌های فضایی، اختلالات رفتاری و روان‌شناختی نیز به همراه خواهد داشت. ساعت طبیعی بدن در فضا عملکرد طبیعی خود را از دست می‌دهد و افسردگی و اختلالات خواب را به بار می‌آورد. برای پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی در ایستگاه فضایی بین‌المللی، چرخه شب‌ و روز زمین با مجموعه‌ای از لامپ‌های ال‌ای‌دی (LED) شبیه‌سازی می‌شود. در محیط بسته، میکروب‌های بدن هم ساده‌تر منتقل می‌شوند. شرایط فضا سیستم ایمنی بدن را تضعیف می‌کند؛ درنتیجه باید نمونه‌های خون، بزاق و ادرار را با دقت و به شکلی منظم آزمایش کرد تا تحول میکروب‌های بدن را زیر نظر داشت. تشعشعات مضر در فضا به‌مراتب شدت بیشتری دارند. با خروج از سپر مغناطیسی محافظ زمین، خطر ابتلا به سرطان و آسیب به سیستم عصبی به‌مراتب افزایش می‌یابد. تشعشعات فضایی هم‌چنین باعث بیماری و خستگی مزمن می‌شود. خوشبختانه ایستگاه فضایی بین‌المللی درون سپر محافظ زمین قرار دارد، اما فضانوردانی که به ماه یا مریخ سفر خواهند کرد، در برابر چنین خطرهایی بی‌دفاع‌اند.

منبع: خبرگزاری برنا


پادشاهی چند پسر داشت، ولی یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود، و دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند. شاه به او با نظر نفرت و خوارکننده می نگریست، و با چنان نگاهش، او را تحقیر می کرد.

آن پسر از روی هوش و بصیرت فهمید که چرا پدرش با نظر تحقیرآمیز به او می نگرد، به پدر رو کرد و گفت:

ای پدر! کوتاه خردمند بهتر از نادان قد بلند است، چنان نیست که هرکس قامت بلندتر داشته باشد، ارزش او بیشتر است، چنانکه گوسفند پاکیزه است، ولی فیل مردار بو گرفته می باشد:

آن شنیدی که لاغری دانا                         گفت بار به ابلهی فربه

اسب تازی وگر ضعیف بود                    همچنان از طویله خر به

شاه از سخن پسرش خندید و بزرگان دولت، سخن او را پسندیدند، ولی برادران او، رنجیده خاطر شدند.

تا مرد سخن نگفته باشد                           عیب و هنرش نهفته باشد

هر پیسه گمان مبر نهالی                         شاید که پلنگ خفته باشد

اتفاقا در آن ایام سپاهی از دشمن برای جنگ با سپاه شاه فرا رسید. نخستین کسی که از سپاه شاه، قهرمانانه به قلب لشگر دشمن زد، همین پسر کوتاه قد و بدقیافه بود، که با شجاعتی عالی، چند نفر از سران دشمن را بر خاک هلاکت افکند، و سپس نزد پدر آمد و پس از احترام نزد پدر ایستاد و گفت:

ای که شخص منت حقیر نمود                                تا درشتی هنر نپنداری

اسب لاغر میان، به کار آید                     روز میدان نه گاو پرواری

افراد سپاه دشمن بسیار، ول افراد سپاه پادشاه، اندک بودند. هنگام شدت درگیری، گروهی از سپاه پادشاه پا به فرار گذاشتند، همان پسر قد کوتاه خطاب ته آنان نعره زد که: آهای مردان! بکوشید و یا جامه زنان بپوشید.

همین نعره از دل برخاسته او، سواران را قوت بخشید، دل به دریا زدند و همه با هم بر دشمن حمله کردند و دشمن بر اثر حمله قهرمانانه آنها شکست خورد.

شاه سر و چشمان همان پسر زا بوسید و او را از نزدیکان خود نمود و هر روز با نظر بلند و با احترام خاص به او می نگریست و سرانجام او را ولیعهد خود نمود.

برادران نسبت به او حسد ورزیدند، و زهر در غذایش ریختند تا به بخورانند و او را بکشند. خواهر آنها از پشت دریچه، زهر ریختن آنها را دید، دریچه را محکم بر هم زد، پسر قد کوتاه با هوشیاری مخصوصی که داشت جریان را فهمید و بی درنگ دست از غذا کشید و گفت: محال است که هنرمندان بمیرند و بی هنران زنده بمانند و جای آنها را بگیرند.

کس نیابد به زیر سایه بوم                       ور همای  از جهان شود معدوم

پدر از ماجرا باخبر شد، پسرانش را تنبیه کرد و هر کدام از آنها را به یکی از گوشه های کشورش فرستاد، و بخشی از اموالش را به آنها داد و آنها را از مرکز دور نمود تا آتش فتنه خاموش گردید و نزاع و دشمنی از میان رفت. چنانچه گفته اند: ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی  نگنجند.

نیم نانی گر خورد مرد خدا                      بذل درویشان کند نیمی دگر

ملک اقلمی بگیرد پادشاه                          همچنان در بند اقلیمی دگر


یکی از فرمانروایان خراسان، سلطان محمود غزنوی را در عالم خواب دید که همه بدنش در قبر، پوسیده و ریخته شده، ولی چشمانش همچنان سالم و در گردش است و نظاره می کند. خواب خود را برای حکما و دانشمندان بیان کرد تا تعبیر کنند، آنها از تعبیر آن خواب فروماندند، ولی یک نفر پارسای تهیدست، تعبیر خواب او را دریافت و گفت: سلطان محمود هنوز نگران است که ملکش در دست دگران است!

بس نامور به زیر زمین دفن کرده اند                      کز هستیش به روی زمین یک نشان نماند

وان پیر لاشه را که نمودند زیر خاک                     خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند

زنده است نام فرخ نوشیروان به خیر                      گرچه بسی گذشت که نوشیروان نماند

خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر                 زان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماند


پادشاهی، یکی از وزیران را از وزارت برکنار نمود. او از مقام و ریاست دور گردید و به مجلس پارسایان راه یافت و در کنار آنها به زندگی ادامه داد. برکت همنشینی با آنها به او روحیه عالی و آرامش خاطر بخشید. مدتی از این ماجرا گذشت، رأی پادشاه درباره وزیر عوض شد و او را طلبید و به او احترام نمود. مقام دیوان عالی کشور را به او سپرد، ولی او آن مقام را نپذیرفت و گفت: گوشه گیری در نزد خردمندان بهتر از نگرانی از سرانجام کار و مقام است.

آنان که کنج عافیت بنشستند     دندان سگ و دهان مردم بستند

کاغذ بدریدند و قلم بشکستند   وز دست و زبان حرف گیران رستند

پادشاهی گفت: ما به انسان خردمند کاملی که لیاقت تدبیر و اداره کشور را داشته باشد نیاز داریم.

وزیر بر کنارشده گفت: ای شاه! نشانه خردمند کامل آن است که هرگز خود را به این کارها ی آلوده به ظلم شاه نیالاید.

همای بر همه مرغان از آن شرف دارد    که استخوان خورد و جانور نیازارد


شاه بی انصافی از پارسایی پرسید: کدام عبادت، بهترین عبادتها است؟

پارسا گفت: خوابیدن هنگام ظهر برای تو بهترین عبادتهاست تا در آن هنگام به کسی آزار نرسانی.

ظالمی را خفته دیدم نیم روز

گفتم: این فتنه است خوابش برده به

و آنکه خوابش بهتر از بیداری است

آن چنان بد زندگانی، مرده، به


در بخش‌های قبلی این مطلب شما را با تاریخچه تحقیقات بشر درباره مریخ از دوران‌های بسیار قدیم تا کاوشگر وایکینگ-1 آشنا کردیم. اینک مطلب را دنبال می‌گیریم و نگاهی گذرا داریم بر ادامه این پژوهش‌ها و فرستادن کاوشگران مختلف برای بالابردن دانش بشر از این سیاره مرموز.

وایکینگ-2

 مأموریت کاوشگر وایکینگ-۲ (Viking-2 ) بخشی از برنامه وایکینگ آمریکایی برای کسب دانش بیشتر، انجام آزمایش و گرفتن از سیاره مریخ بود، و شامل یک مدارگرد و کاوشگر فرودی می‌شد که می‌توان گفت با وایکینگ-۱ تفاوتی نداشت.

 سفر وایکینگ ۲ در ۹ سپتامبر سال ۱۹۷۵ با استفاده از یک موشک تیتان سنتاور از پایگاه پرتاب‌های فضایی کاناورال آغاز شد. این کاوشگر ۳۳۳ روز در راه بود. بخش فرودی این کاوشگر ۱۳۱۶ روز بر سطح مریخ فعالیت کرد و به ارسال عکس و اطلاعات پرداخت. فرستادن عکس و اطلاعات دستگاه‌های وایکینگ-۲ زمانی متوقف شد که در ۱۱ آوریل ۱۹۸۰ باتری آن از کار افتاد.

بخش مداری وایکینگ- ۲ تا ۲۵ ژوئیه ۱۹۷۸ فعال بود و تقریباً ۱۶۰۰۰ تصاویر را طی ۷۰۶ دور گردش در مدار اطراف مریخ به زمین ارسال کرد.

ادامه مطلب



همه پیوندها