جدای فعالیت در زمینه فضانوردی و ترجمه کتاب و مقالات در زمینه فضانوردی، نزدیک به 25 سال عمرم را در روسیه صرف اعتلای نام ایران کردم. چه در ترویج فرهنگ ایران و آشنا کردن مردم روسیه با تاریخ و فرهنگ ایران و چه از طریق آموزش زبان فارسی. در آن زمانی که نامی از رایزنی فرهنگی در روسیه وجود نداشت و سفارت ما حتی در حد دادن چند روزنامه به دانشجویان روس زبان فارسی فعالیت نمی کرد، در دو دانشگاه مسکو به تدریس زبان فارسی مشغول شدم. به اصرار و کمک من، آقای پروفسور ایوانف استاد زبان فارسی، دست به تالیف کتاب جدیدی زد که شان و منزلت ایران امروز در آن حفظ شود چون کتاب آن دوران در زمان شوروی نوشته شده بود و درخور ایران امروز نبود. نخستین نمایشگاه کتاب ایران در روسیه را با بیش از 200 عنوان من برگزار کردم. 

طی حدود 15 سال تدریس و کار، جدای از راه اندازی اتاق های فرهنگ ایران در آستراخان و اوفا، بیش از 50 نمایشگاه در مورد فرهنگ ایران در موضوع های مختلف از نقاشی شاهنامه ای تا نمایشگاه تمبر ایران، بیش از 10 شب شعر برای معرفی فرهنگ و ادب ایران برپا کردم. حضور فعال من و خانواده ام در اوفا در مراسم مختلف از جشن نوروز گرفته تا مسابقه آشپزی، از نشست های علمی و کنفرانس های دینی گرفته تا برنامه های تلویزیونی ما را به نماد ایران تبدیل کرد بطوری که مسئولان جمهوری باشقیرستان بار ها و بار ها از من به عنوان پل دوستی ایران ایران و باشقیرستان نام برده و می برند. طی این مدت، تنها چند سال از طرف سازمان فرهنگ و ارتباطات حمایت شدم. آن هم در حد یک استاد محلی زبان فارسی یعنی با حقوقی معادل مستخدم جاروکش سفارت! اما در عین حال بخشی از همان حقوق ناچیز را هم صرف برگزاری نمایشگاه های فرهنگ ایران کردم.

الکساندر الکساندروف فضانورد نامدار روسیه که به دلیل علاقه به من خبر فعالیت های مرا کم و بیش دنبال می کرد طی یادداشتی نوشته بود سیروس برزو به دلیل این فعالیت ها سزاوار است از طرف ملتش مدال بگیرد! حتما فکر می کنید در ازای این فعالیت ها تشویق شدم و مدال گرفتم! خیر، نه تنها تشویق نشدم بلکه با لغو ماموریتم، همان حمایت مالی ناچیز را هم قطع کردند زمانی که دلیل این لغو ماموریت را پرسیدم دوستی که در جریان کار بود جواب داد ببین جای چه کسی را اینجا تنگ کردی. من طی 5-6 سال گذشته هر فعالیتی داشته ام به اصطلاح از جیب خودم بوده است. البته در مدت اقامتم در اوفا چند باری که رایزنی فرهنگی هیئتی فرستاده و یا فعالیتی داشته، در حد ناچیزی دستمزی داده است که در مقایسه با حق ماموریت های خود آقایان و هزینه های انجام شده برای آن برنامه ها، قابل مقایسه نیست.

چندی قبل یکی از علاقمندان به کار های فرهنگی در روسیه درباره فعالیت های ایران در باشقیرستان از آقای پرویز قاسمی کارشناس سازمان فرهنگ و ارتباطات سوال کرده است. بخشی پاسخ ایشان (یکی از کسانی که در لغو ماموریت من در روسیه نقش اساسی داشت!) را بخوانید و خودتان قضاوت کنید چرا باید کسی با این سطح از فعالیت به نوعی خانه نشین شود:

باشقیرها ازلحاظ قرابت فرهنگی به مانزدیکترند و درآنجانیزهمچون تاتارستان - وشاید بهتر از آن -  شرایط و دیدگاه  وفضای خوبی نسبت به ایران وجود دارد. باشقیرستان منطقه کاملا بکریست . ما درانجا هیچگونه حضورفرهنگی و کنسولی نداریم. هرآنچه بوده بیشتر درحوزه زبان فارسی بوده که عمدتا درسال های اخیر توسط اقای  سیروس برزو و پسرش انجام می گرفته ، سیروس برزویی که خود یک تنه یک نهاد و دستگاه اداری و فرهنگی و باصطلاح چندمنظوره عمل کرده است. از کارهای فرهنگی و آموزش زبان فارسی و خوشنویسی و آشپزی ایرانی و فروش صنایع دستی ایرانی و برگزاری نمایشگاه و برنامه های ادبی و شب شعر گرفته تا کارهای فضایی و ارتباط بافضانوردان روس. همین برزوی موضوع قصه ما پدرعلم ترویج کیهان نوردی درایران می باشد ، هموبودکه بواسطه ارتباط و تعامل بافضانوردان روس ، پای انها رابه ایران بازکرده ودرسال های گذشته به یمن این ارتباط ، چندکارگاه اموزشی و نمایشگاه های فضایی توسط همین فضانوردان در شهرهای مختلف ایران برگزارشده است.