دیروز که برای استنشاق هوای کمتر آلوده به دود به پارک کنار خانه رفته بودم دیدم جناب غضنفر بشدت در بحر تفکر فرو رفته و مشغول ثبت مطالبی بر روی تبلت اش است. جلو رفتم و ضمن عرض سلام دلیل این فرو رفتن در بحر تفکر را پرسیدم. ایشان که ظاهرا منتظر بود کسی نظرش را بپرسد شروع به نطق کرد و گفت با توجه به شرایط پیش آمده و پیشنهاد های مکرر مقامات برای صرفه جویی و این که رئیس جمهور و برخی وزرا در سخنرانی هایشان مکرر و فداکارانه اعلام می کنند که صرفه جویی را می خواهند از خودشان شروع کنند, همچنین از مردم می خواهند در این زمینه نظر بدهند, ره حل هایی را پیدا کرده ام که می تواند بکلی اوضاع را تغییر دهد و تحریم ها و تمام نقشه های اقتصادی ترامپ را خنثی کند! و بعد بدون این که به عکس العمل من توجه کند ادامه داد: الان ثابت شده که میزان مصرفی مردم بطور کلی چه از نظر آب و چه برق نسبت به مصرف ادارات دولتی آنقدر کم است که صرفه جویی آنها تاثیر چندانی ندارد و علیرغم همکاری آنها خاموشی برق و کمبود آب همچنان ادامه دارد پس معلوم می شود سرمنشاء این اسراف ها خود دولتی ها هستند همانطور که سرمنشاء آلودگی هوا هم نه خودرو های مردم بلکه اتوبوس های شهرداری و ماشین های لکنته دولتی است. یا می بینیم که ادارات دولتی نه تنها در گره گشایی کار مردم کار مهمی انجام نمی دهند بلکه با سیاست "امروز برو فردا بیا" عملا باعث تاخیر در حل مشکلات کوچک می شوند چه رسد به مشکلات بزرگ. از طرف دیگر وقتی مذاکرات مجلس را هم می شنوی می بینی که برای تصویب این که مثلا امسال دیزی سرا ها به جای برای چاشنی دیزی, باید لیته بیاورند یا پیاز ترشی, یک هفته بحث می کنند و وقت نازنین شان را به هدر می دهند هیچ, یک هفته هم آن ساختمان معظم که تنه به اهرام ثلاثه مصر می زند آب و برق و صد جور مصرف دیگر دارد و نمایندگان محترم هم باید بروند و بیایند. در مورد قوه قضاییه هم که هر روز به تعداد پرونده ها اضافه می شود و از آفتابه دزد گرفته تا دکل نفت دزد همچنان تکلیف شان نامعلوم است...

دیدم اگر ولش کنم معلوم نیست از کجا سر در بیاورد و لازم است ترمز دستی اش را بکشم به همین دلیل پریدم تو حرفش و گفتم: عزیزم این هایی که گفتی را همه می دانند و سران سه قوه خودشان هم مکرر در مصاحبه ها اشاراتی به این مشکلات دارند جنابعالی اگر راه حلی داری ارائه کن.

غضنفر هم قیافه فیلسوفانه ای گرفت و گفت: میگن یک غلام بد هیبت  و بد قیافه کودکی را در بغل گرفته بود و سعی می کرد او را آرام کند. بچه هم داد و بیداد راه انداخته و مرتب گریه می کرد. بالاخره یک نفر  جلو آمد و به غلام گفت دلیل این گریه و داد و بیداد خود تویی, اگر می خواهی این بچه آرام شود, دست از سرش بردار او را زمین بگذار و ازش دور بشو!

حرفش را قطع کردم و گفتم: مرد حسابی قرار بود برای مشکلات مملکت راه حل ارائه کنی تو قصه برایم تعریف می کنی؟!

غضنفر جواب داد سطح فهم و سوادت آنقدر نیست که بفهمی. عاقل را اشارتی کافی است!

راستش را بخواهید من هنوز دارم فکر می کنم منظورش چی بود. شما چیزی از فرمایش ایشان فهمیدید؟