مملکت عجیبی داریم. در حالی که روی بشکه باروتیم و از هر گوشه ای دشمنان مشغول طرح ایجاد معضل و شکستن این ملک و ملت است, خطیب نماز جمعه به جای حمله ابوذروار به عاملان اصلی کشاندن کشور به این ورطه, علاج درد بی کفایتی, بی لیاقتی  و فساد سازمان یافته مدیران را  صبر و تحمل مردم می داند و این ملت مظلوم را خطاب قرار داده و آنان را به صبر دعوت کرده و آنچه را که حاصل کارمشتی بی ایمان بی لیاقت - اگر حتی آنان را عامل نفوذی بیگانه ندانیم- بر سر اقتصاد این ملک و ملت در آورده اند را "امتحان الهی" نام می هد! و می فرمایند " خداوند شما را با اموالتان امتحان می‌کند. گاهی ورود مشکلات اقتصادی برای شما نظیر گرانی ایجاد می‌کند و آن را بر شما تحمیل کرده و بازار را بر هم می‌زند. این یکی از امتحانات الهی است و باید بدانیم که ما در همه مسائل در حال امتحان هستیم." !!!

حتما مدیران محترم مملکت ما هم نقش "موسسه آموزشی گاج یا قلم چی را دارند که با طرح و ایجاد مشکل, ما را آماده می کنند برای قبول شدن دراین امتحانات!

بدبختی اینجاست که هر 8 سال یک بار این "مدرسان شریف" عوض می شوند و ما باید خود را با شیوه جدیدی برای امتحانات آماده کنیم!

ایشان همچنین فرمودند:" شهدا برای کشور خون داده‌اند. ما نیز باید مال خود را بدهیم. کشور ما کشور شهیدان است. باید مقاومت کنیم."

برادر بزرگوار! شهدا خون ندادند که میلیون ها نفر در این کشور از ابتدایی ترین حقوق یعنی تحصیل و مسکن و بهداشت محروم شوند و نتوانند با کار دوشیفته نیاز های ابتدایی خود را برآوده سازند و از سوی دیگر عده ای آقازاده خودرو های میلیاردی زیر پا داشته باشند و با شلوار پاچه کوتاه در ویلا های مصادره ای چند هزار متری جوجه به سیخ بکشند!

و یا می بینیم که جناب رئیس جمهور هم مثل همیشه با چهره ای خندان در صحنه حاضر شدند و خطاب به ما نونهالان کودکستانی فرمودند که همه باید دست به دست هم بدهیم و کار کنیم و دولت باید بیشتر از همه در آب و نان صرفه جویی کند و ...

آقای رئیس جمهور حتما فراموش نفرمایید در سخنرانی بعدی تان راهنمایی بفرمایید مردم به جای آب از آب میوه طبیعی و به جای نان از کلوچه و یا شرینی استفاده کنند!

همچنین فرمودند" دست به دست هم بدهیم و افکار جدید بیاوریم" باید خدمتشان عرض کنم همین "افکار جدیدی" که هر 8 سال یک بار شما و روسای جمهور قبل از شما آوردند ,همه چیز را برباد دادند و آخر کار هم بر روی سر ما سلمانی نشدند, برای ما و 7 نسل بعد از ما کافی است.

مگر سیاست های غلط کشاورزی, صنعتی, اقتصادی را مردم تدوین کرده بودند که امروز از آنها می خواهید دست به دست شما بدهند؟ بر فرض هم که خواسته باشند, شمایان را کجا می توانند ببینند که دستشان را به دست شما بدهند؟ سال های سال است که پشت شیشه های دودی ماشین هایتان از چشم این مردم پنهان شده اید. آنقدر با مردم فاصله دارید که اصولا آنها و درد های آنان را نمی بینید چون اگر ببینید و واقعا به آنچه مدعی اش هستید اعتقاد داشته باید دق کنید همانگونه که آن شیرمرد جهان دین و سیاست گفت که  اگر کسی از غصه این حادثه دق کند نباید او را ملامت کرد.

آقایان اگر از خشم ملت نمی ترسید از غضب خدا نسبت به ظلم هایی که بر این ملت روا می دارید بترسید. اعنقاد بیاورید که مرگ از مژه چشم به انسان نزدیک تر است و روز واقعه چندان دور نیست. وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون