موج

تارنمای شخصی سیروس برزو


 در اواخر خیابان لسنایا (بین ایستگاه های مترو مندلیفسكایا و بلاروسكایا)  در مسکو پایتخت روسیه، ساختمان سه طبقه ای با آجر قرمز به شماره 55 قرار دارد كه در و دیوار آن نشان می‌دهد حداقل صد سالی از ساختش می‌گذرد. در بخشی از ساختمان و رو به خیابان تابلویی به این عنوان دیده می‌شود: عمده فروشی میوه های قفقاز!

البته اینجا میوه فروشی نیست، موزه چاپخانه مخفی شبنامه ها طی سال های 1905 و 1906 است.

این موزه یادگار كسانی است كه در بدترین شرایط اختناق با فداكاری  نه تنها قلم به دست گرفتند و به افشای رژیم تزاری پرداختند بلكه با جانبازی افكار خود و دیگر انقلابیون را چاپ و با اقصی نقاط فرستادند و زمینه های سقوط استبداد را فراهم آوردند.

این چاپخانه شامل دو بخش علنی و مخفی بود. در بخش علنی یك مغازه كه در آن میوه و پنیر فروخته می‌شود و دو اتاق متصل به آن و انبار  و زیرزمینی مغازه قرار دارد. در دو اتاق متصل به مغازه شخصی به نام كلوپایف و همسرش با پوشش فروشنده زندگی می‌كردند. اتاق نشیمن و خواب آنها و یك اتاق هم برای آشپزی شستن لباس و غیره و بالاخره دستشویی، مجموعه امكانات زیستی این مغازه بود كه در معرض دید همگان از جمله ماموران و پلیس مخفی تزار قرار داشت.

آنچه از دید همگان مخفی بود یك اتاقك كوچك با یك دستگاه چاپ ملخی بود كه قطعات آنرا بطور جداگانه به این اتاقك منتقل و در آنجا آنرا مونتاژ كرده بودند. این اتاقك كوچك ظاهرا هیچ دری نداشت. اما در كف زیرزمینی كه به عنوان انبار استفاده می‌شد یك پنجره شبكه قرار دارد كه آب فاضلاب تمیز كردن محل از آنجا خارج می‌شود. ورودی اتاقك چاپ نیز از همینجا بود! با برداشتن دریچه آهنی و بر اساس فرمول خاصی راه ورود باز می‌شد.

در نظر اول این زیرزمین یك انبار معمولی است با جعبه میوه ها و بشكه پنیر كه در گوشه و كنار چیده شده اند. اما در داخل جعبه میوه ها و بشكه پنیر ، روزنامه ها و اعلامیه های انقلابی جاسازی شده اند. این «میوه ها» توسط یك شبكه توزیع به نقاط مختلف می‌رفت و در اختیار «مشتریان» قرار می‌گرفت!

محل زندگی صاحب مغازه ، در حقیقت جایی برای استراحت كارگران شب كار  چاپخانه هم بود. بیشتر كسانی كه در این محل فعالیت داشتند گرجی های انقلابی بودند و وضعیت زندگی هم در اتاق ها نشان از فرهنگ و آداب مردم این سرزمین است.

كار اصولی و با دقت كامل آنها باعث شد كه پلیس مخفی قوی و با تجربه  تزار  هیچگاه نتوانست محل را كشف كند.

چند سال پس از پیروزی كمونیست ها در روسیه، تصمیم گرفته شد به عنوان قدر دانی از زحمات گردانندگان چاپخانه مخفی، این محل تبدیل به موزه شود. 


پاول وینوگرادوف فضانوردی که تا به حال سه بار به فضا رفته و 547 شبانه روز از عمر خود را در مجتمع مداری میر و ایستگاه فضایی بین المللی گذرانده است به این سوال پاسخ داده است:

 البته سفر به فضا هم خطرناک است. مگر سفر در روی زمین خطرناک نیست؟ شاید برای شما جالب باشد بدانید که به دلیل بررسی های دقیقی که روی سفینه ها انجام می شود خطر آنها کمتر از بعضی وسیله های نقلیه زمینی هستند. اما حتی اگر هم خطرناک باشند  با توجه به فایده هایی که سفر های فضایی برای انسان دارند نمی شود آنها را کنار گذاشت.

شما می دانید که برای بالا بردن دانش بشر و شناخت بیشتر از کره زمین انسان های زیادی خطر کردند و به سفر در نقاط خطرناک رفتند و بعضی هم جان خود را از دست دادند. متاسفانه امروز رسانه های همگانی کمتر درباره نتایج سفر های فضایی می نویسند به همین دلیل برای خیلی های دیگر این سوال پیش می آید. فضانوردی کمک های زیادی به بهبود زندگی انسان کرده است که می توان درباره آن کتاب نوشت. از ساخت دستگاه های مختلفی که برای زندگی بهتر لازم است تا دارو ها و روش های درمانی و ...

پاول وینوگرادف در یک نگاه

تاریخ تولد:‏ ‏31 اوت 1953‏

محل تولد:‏ ماگادان از استان ماگادان روسیه

مدرك تحصیلی:‏ فارغ التحصیل انستیتوی هوانوردی مسكو

تاریخ انتخاب برای فضانوردی:‏ ‏3 فوریه 1993‏

تخصص قبل از فضانوردی:‏ مهندس طراح در موسسه فضایی انرگیا

تخصص فضانوردی:‏ مهندس پرواز

پرواز های فضایی:‏

سایوز تی.ام -26 ‏ از ‏5 اوت 1997 به مدت 197 روز و 17 ساعت و 33 ‏دقیقه

سایوز تی.ام آ-8 ‏ از ‏30 مارس 2006 به مدت 182 روز و 22 ساعت و 43 ‏دقیقه

سایوز تی.ام آ-8 ام ‏ از ‏5 اوت 1997 به مدت 166 روز و 6 ساعت و 15 ‏دقیقه

مدت اقامت در فضا:‏ ‏197 روز و 17 ساعت و 34 دقیقه‏

عنوان در تاریخ فضانوردی: سیصد و شصتمین فضانورد جهان، هشتاد و هفتمین ‏فضانورد روسیه

وینوگرادوف همان فضانوردی است که مجموعه ای از نقاشی های استاد فرشچیان را به فضا برد.


نابسامانی های موجود در دستگاه های دولتی که بیش از هر چیز ریشه در نبود انگیزه و علاقمندی به خدمت خلق و حتی اعتقاد به مرگ و اجل دارد امری که بر ما مردم کاملا آشکار است. نارضایتی از عملکرد مدیران دولتی دیگر امر پنهانی نیست و کمتر کسی ممکن است پیدا شود که از فشل بودن دستگاه دولتی به دلیل عدم تعهد حتی به "شرح وظایف قانونی" آن ننالد اما این که یک مقام ارشد دولت هم منتقد دستگاه دولتی شود واقعا نوبر است و نشان می دهد آش چقدر شور شده که خان هم نه تنها فهمیده بلکه نمی تواند منکر شود! گرچه بعید نیست جناب نوبخت مسئول امور ماستمالی و آرایشگر نقایص دستگاه دولتی تعبیری دیگر از فرمایشات مافوق خود ارائه دهد!

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور چندی پیش اعلام کرد که «متأسفانه برخی مدیران بی انگیزه آویزان کشور شده اند که نه تنها خود شجاعت کنار رفتن ندارند بلکه کسی هم شجاعت کنار زدن آنها را ندارد و گویی این مدیران باید تا آخر روی جهیزیه جمهوری اسلامی بمانند.»

حال لازم است بیندیشیم با چنین مدیرانی، در حالی که دولت ها، تمام امکانات رفاهی و خدماتی را هم تبدیل به بنگاه های کسب درآمد کرده اند چه به روزگار مردم خواهد آمد. مدیرانی که بیشتر آنها سیر تکاملی مدیریت ندارند. سی چهل سال پیش  به دلیل رابطه با شهردار فلان شهر معاون عمرانی فلان منطقه بوده، بعدا در پشت میز مدیریت آب و فاضلاب استان بهمان نشسته و امروز مدیر فلان بنگاه اقتصادی دولتی بدون مسئولیت محدود! است و فردا می شود رئیس اداره فناوری های نوین بهمان وزارتخانه...

نکته جالب دیگری که در بیانات جدید آقای جهانگیری وجود دارد و البته مکرر از بقیه مدیران دولتی هم شنیده ایم "باید" ها و "نباید" هایی است که خودشان مسئول آن هستند. ایشان یکی از این معضلاتی که باعث و بانی ایجاد مشکلات متعدد برای کشور و مردم شده را ناکارآمدی مدیریت اقتصادی می داند و اظهار داشته: باید کاری کنیم که مدیران بنگاه های اقتصادی کشور مدیرانی حرفه ای باشند و تا زمانی که مدیران بنگاه ها از طریق رابطه و توصیه انتخاب شوند، نمی توان توقع بازدهی مناسب از بنگاه های تولیدی و اقتصادی داشت.

در حالی که نزدیک به چهل سال از پیروزی انقلاب می گذرد و همین "مدیران بی انگیزه بنگاه دار غیر حرفه ای" طی این مدت همه کاره بوده اند و ناتوانی شان بار ها به اثبات رسیده و دستگاه دولتی یا نتوانسته یا نخواسته نسل بعدی مدیران را تربیت کند تا امروز کار اداره امور به دست نیرو های جوان، با انگیزه و مسلط بر علم و آگاهی از مدیریت قرن بیست و یکمی باشد، جناب معاون رئیس جمهور که عضو کابینه ای با اکثریت پیر، خسته و فاقد دانش به روز هستند، به جای اصلاح کار خود، سر و کار منتقدانی که این مدیران را ناکارآمد و ناتوان از حل معضلات می دانند به خدا و قیامت واگذار می کند! و می گوید : کسانی که می‌گویند دولت یازدهم پیر و خسته است باید بدانند که خدا و قیامتی نیز هست !!

جناب جهانگیری!

 قبل از حسابرسی کار منتقدان و واگذار کردن آنها به خدا و قیامت، لطفا به حساب و کتاب خودتان و اطرافیانتان برای قیامت نگاه کنید. شمایانی که به قول خودتان مدیران فاقد صلاحیت،بی‌انگیزه ناکارآمدی را بر سر کار آورده اید و همچنان از آنان حمایت می کنید، مدیرانی که چون دوالپا به میز ها چسبیده اند و حاضر نیستند علیرغم- به قول خود شما-  بیکفایتی ها و بی انگیزگی ها، مدیریت کشور را به جوانان بسپارند.

مقامات محترم!

خودتان را تکان دهید قبل از آن که خداوندی تکانتان بدهد که علائم اولیه آن به وضوح دیده می شود اگر بر دل و چشم و عقلتان مهر نخورده باشد و این پیش لرزه ها را درک کنید.


راهپیمایی در فضا که از سال 1965 توسط الکسی لئونف باب شد و امروز یکی از کار های اصلی فضانوردان بشمار می رود کار بسیار دشواری است و خطراتی مانند رها شدن در فضا، جوش آمدن خون به دلیل تغییر ناگهانی فشار هوای داخل لباس فضایی، صدمه دیدن لباس فضایی و یا سوراخ شدن آن، احساس خستگی و کوفتگی و غیره را در بر دارد.

در نظر بگیرید انسان از سفینه فضایی اش خارج شود و در محیطی کاملا خطرناک تک و تنها به تاریکی بی انتهای کیهان گام بگذارد!

الکسی لئونف نخستین فضانوردی که دست به راهپیمایی زد در زمان برگشت به سفینه متوجه شد لباسش باد کرده و او نمی تواند وارد سفینه اش شود. در جریان راهپیمایی کرتین فضانورد فرانسوی در ایستگاه مداری میر، او به قدری خسته و از پا افتاده شد که الکساندر ولکف همراه او در این راهپیمایی، مجبور شد او را به اصطلاح کول کند و به سفینه برگرداند.

در سال 2001 در جریان راهپیمایی فضایی کریس هادفیلد، فضانورد کانادایی، نشت گاز سمی به داخل لباسش باعث شد اشک از چشمان او جاری و از آنجا که در شرایط بی وزنی دلیلی بر غلتیدن اشک به پایین وجود ندارد، این مایع  جلوی چشم راست او را گرفت و عملا یک چشمش نمی دید.

در سال 2013 آب به کلاه فضایی لوکا پارمیتانو فضانورد ایتالیایی نشت و چشم‌ها، گوش‌ها و سوراخ‌های بینی او را مسدود کرد بطوری که نزدیک بود خفه شود.

خطر برخورد ریز شهاب سنگ ها هم از مواردی است که باعث هراس در راهپیمایی های فضایی می شود. با توجه به موارد مختلف از جمله آنچه گفته شد، می توان به میزان شجاعت امثال بروس مک کاندلس که بدون هیچ اتصالی به سفینه فضایی در فضا راهپیمایی کرده و می کنند پی برد. 

 


بروس مک کاندلس فضانورد ناسا و صاحب یکی از مشهور ترین عکس های فضایی در 21 دسامبر 2017 درگذشت.

او متولد 8 ژوئن 1937 در بوستون از ایالت ماسا چوست آمریکا بود. مک کاندلس بعد از دبیرستان در 1958 درجه لیسانس خود را در رشته علوم دریایی از آکادمی نیروی دریایی آمریکا و فوق لیسانس در مهندسی برق را در 1965 از دانشگاه استانفورد گرفت. او افسر خلبان نیروی دریایی آمریکا بود و تا زمانی که در آوریل 1966 توسط ناسا انتخاب شد، 5200 ساعت پرواز با وسایل پرنده مختلف در پرونده داشت که حدود 5000 ساعت آن با انواع مختلف هواپیماهای جت بود.

مک کاندلس بعد از 18 سال انتظار در پرواز شماره 41-ب شاتل فضایی ‏که ‏3 فوریه 1984 به فضا پرتاب شد، توانست به آرزوی دیرنه اش برسد و به فضا سفر کند. در جریان همین ماموریت بود که واحد مانور مستقل را آزمایش کرد و نام خود را به عنوان نخستین کسی که در فضا راهپیمایی ‏آزاد و بدون اتصال به سفینه فضایی پرواز کرده به ثبت رساند. سفر 7 روز و 23 ساعت و 15 ‏دقیقه ای مک کاندلس همچنین عنوان صد و سی و سومین فضانورد جهان، شصت و هفتمین ‏فضانورد آمریکا را برای او در پی داشت.

حدود شش سال بعد در‏24 آوریل 1990 او به عنوان یک متخصص با کیهان پیمای دیسکاوری و در چارچوب پرواز شماره 31 شاتل فضایی به مدار زمین سفر کرد که 5 روز و 1 ساعت و 16 ‏دقیقه طول کشید.

مک کاندلس در 31 اوت 1980‏ از فضانوردی کناره گیری کرد و در شرکت فضایی مارتین مارتیا به فعالیت پرداخت.


شرکت «سامانه‌های اطلاعات ماهواره‌ای رشتنف (Information Satellite Systems Reshetnev)» در سال ۲۰۰۸ بر پایه واحد سازمانی «انجمن علمی-تولید مکانیک کاربردی رشتنف»  بنانهاده شد که از قریب ۰٫۵‌قرن قبل درزمینهٔ  ساخت، تولید و توسعه ماهواره‌های ارتباطی، مخابراتی، ناوبری و زمین‌شناسی در روسیه فعالیت داشت و بیش از نیمی ماهواره شوروی سابق و روسیه فعلی را محصولات این شرکت می‌توان دانست.

ادامه مطلب


روز یکشنبه هفدهم دسامبر آنتوان شکاپلروف از سازمان فضایی روسیه به همراه نوریشیگه کانای از سازمان فضایی ژاپن و اسکات تینگل از ناسا بر عرشه ناو کیهانی سایوز ام.اس-۷ راهی مدار زمین شدند. آنها دو روز بعد به جوزف اکابا، مارک‌ وند هی والکساندر میسورکین سرنشینان قبلی این ایستگاه ملحق شدند.

شکاپلروف کیهان نورد 45 ساله روس که فرماندهی این سفینه را بر عهده دارد در 20 فوریه 1972 در شهر سواستوپل به دنیا آمد. وی سال ها به عنوان خلبان در نیروی هوایی روسیه خدمت می کرد و در مه 2003 به عنوان فضانورد انتخاب شد. وی فرماندهی ناو کیهانی سایوزتی.ام.آ-22 را بر عهده داشت که در سال 14 نوامبر 2012 به فضا پرتاب شد و به ایستگاه فضایی بین المللی پیوست. نخستین ماموریت مداری شکاپلروف 165روز طول کشید. سفر فضایی بعدی او بر عرشه سفینه سایوز تی.ام.آ-15 ام انجام شد که اقامتی نزدیک به 200 روزه برای او در ایستگاه فضایی بین المللی را رقم زد.

نوریشیگه کانای در 1976به دنیا آمد. او که یک پزشک نظامی است در 2009 توسط جاکسا (سازمان فضایی ژاپن) برای سفر به فضا انتخاب شد و علاوه بر ژاپن در مرکز فضایی جانسن آمریکا و مرکز آموزش فضانوردان روسیه دوره های ویژه سفر به فضا را گذرانده است.

اسکات تینگل پیرترین فضانورد این گروه در  سال 1965 در آتلبرو از ایالت ماساچوست آمریکا به دنیا آمد. او که افسر خلبان نیروی دریایی آمریکا است در سال 2009 به گروه فضانوردان ناسا پیوست.

این سه نفر قرار است تا سوم ژوئن 2018 در ایستگاه فضایی بین المللی فعالیت داشته باشند.


ایستگاه فضایی بین‌المللی بزرگترین سازه دست بشر در مدار زمین امروز نزدیک به یک زمین فوتبال مساحت کلی دارد این مجتمع عظیم فضایی با مشارکت بیش از ۱۵ کشور ساخته شده و در مداری در ارتفاع ۳۳۰ تا ۴۳۵ کیلومتری از سطح زمین با سرعتی در حدود 28 هزار کیلومتر در اطراف زمین حرکت می کند یعنی روزی ۱۵ بار به دور زمین می چرخد.

تازه ترین ساکنان این ایستگاه، سه فضانورد روس، آمریکایی و ژاپنی هستند که روز یکشنبه هفدهم دسامبر بر عرشه ناو کیهانی سایوز ام.اس-۷ با موفقیت از قزاقستان پرتاب شدند.

فرماندهی این ناو با آنتوان شکاپلروف از سازمان فضایی روسیه بود که به همراه نوریشیگه کانای از سازمان فضایی ژاپن و اسکات تینگل از ناسا راهی مدار زمین شدند. این فضانوردان موفق شدند دو روز بعد سفینه خود را به ایستگاه فضایی بین المللی متصل کنند و به دیدار جوزف اکابا، مارک‌ وند هی والکساندر میسورکین سرنشینان قبلی این ایستگاه موفق شدند.

شکاپلروف،  کانای و تینگل حدود 6 ماه در فضا فعالیت خواهند کرد. کانای و تینگل کیهان نوردانی تازه کار بشمار می روند و این نخستین پرواز فضایی آنهاست اما شکاپلروف قبلا سه بار به فضا سفر کرده است. 


هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق جهان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت  آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان و نکبت ایام نا گهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

چون داد  عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عو عو سگان شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت

هم بر چراغان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویش!

تاثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز آن شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل ز گلستان شما نیز بگذرد

آبیست ایستاده در این خانه مال و جاه

این آب ناودان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد



همه پیوندها