موج

تارنمای شخصی سیروس برزو

در سال‌های اخیر تبادل گردشگر میان ایران و روسیه به شدت افزایش یافته اما شمار گردشگران ایرانی چهار برابر روس‌هاست و در سال گذشته شمار گردشگران ایرانی که به روسیه سفر کرده‌اند ۸۰ درصد افزایش داشته است. گرچه لوان جاگاریان سفیر روسیه در تهران می‌گوید محدودیت‌ها در ایران دلیل کم سفر کردن روس‌ها به ایران است اما این تنها دلیل نیست.

حوادثی مثل سرنگون کردن هواپیمای نظامی روسیه توسط جنگنده‌های ترکیه که باعث ایجاد تشنج در روابط دو کشور شد و باعث گردید سفر گردشگران روس به ترکیه به شدت کاهش یابد، برخی را به همکاری‌های بیشتر میان تهران و مسکو در زمینه تبادل گردشگر امیدوار کرد تا شاید این جاده یک‌طرفه، دو طرفه شود. امیدی که به دلیل عدم اطلاع از ریشه این قضیه بیهوده بود.

سفیر روسیه درباره علت سفر کمتر روس‌ها به ایران گفته است: «ما نمی‌توانیم به زور گردشگران را به ایران بفرستیم، ایران کشوری باستانی و تاریخی است، ولی اینجا محدودیت‌هایی وجود دارد.» گرچه این سخن آقای سفیر تا حدودی صحت دارد اما اصل ماجرا نیست. مشکل ما این است که علیرغم ادعای فعالیت های فرهنگی سفارت و رایزنی فرهنگی ما در روسیه، مردم روسیه اصولا ایران را نمی شناسند. کار های تشریفاتی برای پرکردن کارنامه و اعلام به مرکز، نمی تواند زمینه مناسب برای شناخت مردم از ایران باشد. سفارت ما در مسکو گرچه در محل مناسبی است و دیوار آن می تواند تابلو اعلانات بسیار خوبی برای ویترین های نمایشگاه عکس از ایران باشد- همان کاری که بسیاری از سفارتخانه ها انجام می دهند- هیچ نشانی از ایران بر خود ندارد. رایزنی فرهنگی ما که بخشی از یک ساختمان در یک کوچه کم رفت و آمد است تنها با یک پرچم ایران شناخته می شود که آن هم بر اثر باد در اکثر موارد به دور میله لوله شده است. شاید ندانید که کنسولگری ما در قازان در بخشی از طبقه سوم یک پاساژ محل فروش کفش و لباس و غیره است که فقط برای کارمندانش و دانشجویان ایرانی مقیم این شهر شناخته شده است. کنسولگری ما در آستراخان را تنها با میله بلند پرچم و پرچمی که سالی یک بار هم عوض نمی شود مردم می شناسند. مردم روسیه اصولا با ایران ناآشنا هستند و از ویژگی های جذاب آن بیخبرند.

با این وصف چگونه می توان از روسیه گردشگر جذب کرد؟ در پاسخ آقای جاگاریان باید عرض کنم مگر این محدویت ها شامل گردشگران دیگر کشور ها نمی شود؟ چطور است که سالانه دهها هزار گردشگر اروپایی از ایران بازدید می کنند اما از روسیه کوچکترین جنبشی دیده نمی شود. در ثانی این محدودیت هایی که می فرمایید چیست؟ نمی خواهم آن را کاملا باز کنم و به اشاره می گویم که برای شما همین اشاره کافی است. اگر منظورتان یک شال نازک به عنوان حجاب است که در روسیه هم بسیاری بر سر دارند و اگر اشاره تان به تعریفی است که غربی ها از روس ها دارند و آنها را دائم الخمر نشان می دهند که باعث تاسف است که شما هم با این نوع تبلیغات همراهی می کنید. تجربه نزدیک به ربع قرن با همنشینی من با ملت روس نشان می دهد که این مردم بسیار مبادی آداب و با نگاه فرهنگی هستند و گرچه نوشیدن مشروبا الکلی در آن کشور- مثل بسیاری از کشور های دنیا – آزاد است اما قوانین نوشته و ناننوشته خود را دارد و رعایت می شود.

به نظر من دلیل اساسی عدم حضور گردشگران روس در ایران، تنها و تنها ناآشنایی آنها با جاذبه های طبیعی، جغرافیایی و فرهنگی ایران است و بس. اگر نهاد های مرتبط با تبلیغات فرهنگی کار خود را با مسئولیت و به درستی در روسیه انجام دهند بدون شک راه تبادل گردشگر باز خواهد شد اما متاسفانه در مورد گردشگری روس‌ها در ایران، فقط حرف زده می شود و عمل مفیدی وجود ندارد زیرا انگیزه این کار نیست و آنهایی که باید در این زمینه وارد عمل شوند بیشترین وقت اداری خود را صرف نامه و نامه نگاری های اداری می کنند که انتهایی ندارد. آن زمان هم که احیانا وارد عمل می شوند امور تشریفاتی بر فعالیت های واقعی و خبرسازی رسانه ای بر کار های زیربنایی ارجحیت دارد.

البته از حق نباید گذشت، در داخل ایران هم بسیاری از مردم با جاذبه های گردشگری کشورمان بیگانه اند چون کمتر به آنها معرفی شده است و جا دارد بیشتر در این زمینه کار شود. وقتی حتی مردم ما از دیدنی های کشورمان بیخبر هستند چطور می توان توقع داشت که گردشگر روس را بتوانیم جذب کنیم. وقتی نمی توانیم با داشتن اینهمه امکانات رسانه ای در داخل، پدیده های گردشگری را به مردم معرفی و آنها را با عجایب و زیبایی های ایران آشنا کنیم، چطور توقع داریم دیگران این نقاط را بشناسند؟ وقتی در فکر گسترش تسهیلات بسیار ساده برای گردشگری ساده برای مردم خودمان نیستیم و یا قدرت ابتکار نداریم، چطور خواهیم توانست گردشگر خارجی را جذب کنیم؟

علیرغم ادعای فعالیت فرهنگی در روسیه، چند خبر در رسانه های این کشور در سال گذشته داشته ایم که جذابیت داشته بتواند در مردم تمایل سفر به ایران را ایجاد کرده باشد؟ صرف پول و تحمل هزینه برای روزمرگی، بدون بررسی رسمی و علمی نتایج کار چه ثمری دارد؟

سال هاست که نشریه ای اینترنتی به اسم کاروان (که خود این اسم هم عقب ماندگی را القا می کند) تهیه و برای عده اندکی در روسیه از طریق ایمیل فرستاده می شود و کسی نیست بررسی کند ثمره هزینه کردن برای این نشریه چیست؟

چند سال پیش ایران مهمان ویژه نمایشگاه کتاب مسکو بود که خدا می داند چه هزینه هنگفتی را به مردم ایران تحمیل کرد. جدای نحوه اجرا و مدیریت ضعیف آن، نتیجه عملی این نمایشگاه چه بود؟ آیا توانست تاثیری چه تبلیغاتی و چه کاربردی برای ایران داشته باشد؟

مثال ها بسیار است و اگر قرار باشد یک به یک عملکرد ها مورد بررسی کارشناسانه قرار بگیرد مثنوی هفتاد من کاغذ شود. 


دوستی طی نامه ای، نکته ظریفی را به بنده یادآور شد: : بحثی در کمیسیون  اجتماعی مجلس در دست پیگیری است که احتمال می‌رود روز هایی از قبیل 29 اسفند(روز ملی شدن صنعت نفت)، 12 فروردین(روز جمهوری اسلامی) 13 فروردین(روز طبیعت)و همچنین 15 خرداد(قیام 15 خرداد)از تعطیلات رسمی حذف شوند.

بنده که اصلا تصور نمی کردم چنین خبری صحت داشته باشد و نمایندگان بخواهند چنین روز هایی را لغو تعطیل کنند از ایشان منبع اصالت خبر را خواستم و با کمال تاسف دیدم صحت دارد. در پیگیری های بعدی متوجه شدم طبق معمول برخی با چیدن صغرا و کبرا هایی واقعا چنین تصمیمی دارند و حتی فراتر از آن!

امیرآبادی عضو هیئت‌رئیسه مجلس عنوان کرده که به‌ احتمال‌ زیاد 5 روز از روزهای تعطیل فعلی از تقویم تعطیلات کشور حذف خواهد شد. در ادامه این خبر ها، ابوترابی عضو کمیسیون حقوقی، قضایی مجلس از تدوین طرح حذف 9 روز از تعطیلات رسمی کشور توسط 15 نفر از نمایندگان مجلس در راستای ساماندهی تعطیلات رسمی کشور از جمله تاسوعای و روز شهادت امام رضا(ع) هم خبر داد و گفت ما در کشور بحران بین التعطیلین داریم و ادعا کرد: تعطیلات کشور 4 برابر کشورهای دیگر است که این موضوع اثرات سوء همه جانبه‌ای در روند پیشرفت کشور خواهد داشت.


ادامه مطلب

استاد دانشگاه صنعتی شریف با بیان این که مریم میرزاخانی با بزرگی خود معیوب بودن نظام علمی ما را نشان داد اظهار داشت: اگر میرزاخانی در ایران مانده بود بی‌شک در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا می‌کرد؛ نه می‌توانستیم از او ریاضی‌دانی جهانی تربیت کنیم و نه او را به کار می‌گرفتیم.

دکتر رضا منصوری در مراسم بزرگداشت مریم میرزاخانی در دانشگاه صنعتی شریف گفت: مریم میرزا خانی در ایران متولد شد، در ایران آموزش خوب دید، در امریکا ریاضی‌دانی برجسته شد، درامریکا زندگی کرد اما ایرانی ماند و هیچ‌گاه به ایران و به فرهنگ اجدادی خودش پشت نکرد. او ریشه در ایران داشت و این ریشه را حفظ کرد؛ اما آیا ما این ریشه را قدر می‌دانیم؟

وی با بیان این که کشور بی‌تاریخ، بی‌ریشه است، اظهار داشت: کشوری که تاریخ خود را نداند و ریشه خود را نشناسد، آینده خود را نمی‌تواند بسازد؛ دیگران برایش می‌سازند! ایران ما درآستانه امتحانی بزرگ در تاریخ است. آیا ما خواهیم توانست آینده خود را بسازیم؟

منصوری با اشاره به تاریخ چند هزار ساله ایران گفت: ما نه تنها اولین امپراتوری چهان را تأسیس کردیم بلکه چندین امپراتوری را پشت سرگذاشته‌ایم، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام. اکنون نیز، پس از حضیض تاریخی در دوران قاجار، ایران به بازیگری مهم در منطقه تبدیل شده است که البته هنوز باید نقش سازنده خود را در جهان نشان بدهد. در هر حال، کمتر دورانی را می‌بینیم که عظمت ایران با برکشیدن و حضور نخبگان علمی همراه باشد؛ اکنون اما، در جهان پیچیده مدرن، قدرت پایدار فقط با علم پایدار تصور پذیر است و علم پایدار بدون جذب نخبگان در فرایندهای اجتماعی ناممکن!


ادامه مطلب

دو شاهزاده در مصر بودند ، یکی علم اندوخت و دیگری مال اندوخت . عاقبته الامر آن یکی علّامه عصر گشت و این یکی سلطان مصر شد . پس آن توانگر با چشم حقارت در فقیه نظر کرد و گفت : من به سلطنت رسیدم و تو همچنان در مسکِنت بماندی . گفت : ای برادر ، شکر نعمت حضرت باری تعالی بر من واجب است که میراث پیغمبران یافتم و تو میراث فرعون و هامون . که در حدیث نبوی (ص) آمده : العلماء ورثـة الانبیاء

من آن مورم که در پایَم بمالند / نه زنبورم که از دستم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم / که زور مردم آزاری ندارم ؟


در یادداشت های پیشین نگاهی داشتم بر حضور زنان در عرصه پرواز های فضایی. در ادامه شما را با یک زن فضانورد استثنایی آشنا می کنم: کاترین سالیوان ؛ یکی از پیشتازان فضانوردی که در سه سفر مداری گرچه کوتاه اما ارزشمند شرکت داشت.

در اکتبر سال 1984 یک نوآوری در تاریخ سفر های فضایی اتفاق افتاد: حضور دو کیهان نورد زن در یک سفینه فضایی. سالی راید و کاترین سالیوان  دو تن از 7 سرنشین فضاپیمای چلنجر بودند که حدود 8 شبانه روز در مدار زمین بسر بردند.

در جریان این سفر کاترین سالیوان  با یک راهپیمایی فضایی نام خود را به عنوان نخستین کیهان نورد زن آمریکایی که چنین عملی را انجام داده به ثبت رساند.

کاترین سولیوان در ‏3 اکتبر 1951‏ در پاترسن از ایالت نیوجرسی آمریکا به دنیا آمد. در سال 1973 از دانشگاه سانتا کروز در کالیفرنیا  لیسانس زمین شناسی گرفت. دارای درجه دکترای همین رشته از دانشگاه دالهوس در سال 1978 است.

وی در ‏16 ژانویه 1978‏و در نخستین گروه زنان فضانورد آمریکا به عنوان « متخصص مأموریت» برای پرواز با فضاپیما های شاتل انتخاب شد.

در سال 1985 به عنوان متخصص ماموریت در خدمه شاتل فضایی آتلانتیس برای پرواز شماره 61-ج انتخاب گردید. این گروه باید در اوت 1986 به مدار پرتاب می شدند و  تلسکوپ هابل را در مدار قرار می دادند، اما پرواز به دلیل حادثه شاتل چلنجر لغو شد.

در سال 1988 او با سمت متخصص ماموریت پرواز شماره 31 شاتل فضایی دوره آموزشی جدید را آغاز کرد. این سفر با کیهان پیمای دیسکاوری انجام شد و از  24 تا 29 آوریل  1990  طول کشید.

ماموریت بعدی او آموزش به عنوان متخصص ماموریت در جمع خدمه پرواز شماره 45 شاتل فضایی بود که از  ماه نوامبر سال 1989 آغاز شد. این سفر از 24 مارس تا 2 آوریل سال 1992 به مدت ماموریت 8 روز 22 ساعت 10 دقیقه 24 ثانیه صورت گرفت.

سالیوان در جمع  ‏22 روز و 4 ساعت و 49 دقیقه‏ در فضا بسر برده است. وی همچنین یک بار در فضا راهپیمایی کرد که3 ساعت و 29 دقیقه‏ طول کشید.

وی صد و پنجاهمین فضانورد جهان، هشتادمین فضانورد ‏آمریکا ، پنجمین زن فضانورد جهان بشمار می رود.

سالیوان در ژوئن 1993‏ از فضانوردی کناره گیری کرد و فعالیت های حرفه ای بعد از کناره گیری او عبارتند از :

از 1985 استاد زمین شناسی در دانشگاه هوستون تگزاس، از سال 1993 پژوهشگر ارشد در سازمان ملی اقیانوس و جو آمریکا، از سال 1996 ، مدیر مرکز تحقیقات فضایی در کلمبوس اوهایو، سپس مدیر عامل مرکز علم و صنعت در شرکت کلمبوس، از 10 مه2006 به عنوان نایب رئیس شورای پژوهش ملی آمریکا.


در یادداشت های پیشین نگاهی داشتم بر حضور زنان در عرصه پرواز های فضایی. در ادامه شما را با نخستین زن فضانورد آمریکا آشنا می کنم  18 ژوئن 1983  فضاپیمای"چلنجر" دومین سفر مداری خود را آغاز کرد. این ناو در حالی سکوی شماره 39-آ مرکز فضایی کندی را ترک گفت که "رابرت کریپین"، "فردریک هاوک"، "جان فابین"، "نورمن تاگارد" و یک زن به اسم "سالی راید" به عنوان متخصص ماموریت در جمع سرنشینان  شرکت داشت تا نام خود را به عنوان نخستین زن فضانورد آمریکا به ثبت برساند.

این گروه حدود شش روز در مدار زمین بودند و طی این مدت، ماهواره های "آنیک سی-2" و "پالاپابی-1" را در مدار قرار داده یک سری پژوهش های علمی و فنی از جمله پژوهش در شکل دادن آلیاژهای فلزی و مطالعه تاثیر گرانش صفر بر رفتار مورچه ها را به انجام رساندند.

در روز پنجم ماموریت فضانوردان، بازوی مکانیکی ساخت کانادا را به کار انداختند تا سکوی پژوهشی ساخت آلمان را در فضا قرار دهد و دوباره آن را به سفینه بازگرداند. بر اساس برنامه قبلی، قرار بود چلنجر در مرکز فضایی کندی فرود آید اما بدی آب و هوای منطقه باعث لغو برنامه شد و کیهان پیما پس از سفری که 6 روز و 2 ساعت و 23 دقیقه و 59 ثانیه به طول انجامید در  24 ژوئن بر باند شماره 15 پایگاه اردواردز فرود آمد.

راید در شهر لس آنجلس زاده شد و صاحب چهار درجه علمی از دانشگاه استنفورد بود. از جمله مدارج او دکتری در رشته فیزیک بود که در سال 1978 موفق به دریافت آن شد. او همچنین ورزشکاری موفق بود که پس از کسب مقام در مسابقه های ملی جوانان، برای تیم تنیس دانشگاه استنفورد بازی کرد.

راید در سال 1978 در قالب اولین گروه زنان فضانورد آمریکا به سازمان ناسا پیوست. او به همراه پنج زن دیگر و 29 مرد از میان 8000 متقاضی انتخاب شدند.

راید در 18 ژوئن 1983 به همراه چهار فضانورد مرد در هفتمین مأموریت کیهان پیما های شاتل به ناو چلنجر به فضا پرتاب شد. در جریان این مأموریت شش روزه، دو ماهواره ارتباطی در مدار قرار گرفت و تعدادی آزمایش فضایی انجام شد.

او بار دیگر در سال 1984 با شاتل چلنجر به فضا سفر کرد. راید بعدها مدیریت اداره اکتشافات فضایی ناسا را بر عهده گرفت همچنین به مدت هشت سال در شورای مشاوران علمی و فنی رئیس جمهوری عضویت داشت.

راید در اوت 1987 ناسا را ترک گفت و به عنوان استاد فیزیک و مدیر مؤسسه فضایی کالیفرنیا در دانشگاه کالیفرنیا به هیئت علمی دانشگاه کالیفرنیا در ساندیاگو پیوست. در سال 2001 شرکت خود را تحت عنوان شرکت علمی سالی راید تأسیس کرد که کار آن، ایجاد انگیزه در دختران و زنان جوان برای فعالیت حرفه ای در رشته های علوم، ریاضیات و فناوری بود.

راید چندین جلد کتاب علوم برای کودکان نوشت و طرح های آموزشی با هدف علاقه مند ساختن دانش آموزان دوران راهنمایی به علوم تدوین کرد.

سالی راید در 23 ژوئیه 2012 در 61 سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت.


بعد از سفر ترشکوا به فضا، پرواز زنان به فضا حدود بیست سال به فراموشی سپرده شد تا در 19 اوت 1982 اسوتلانا ساویتسکایا با سایوز تی-7 به همراه دو کیهان نورد دیگر راهی ایستگاه مداری سالیوت -7 شد. در این سفر نیز نوآوری هایی رخ داد: این نخستین سفر یک گروه مختلط کیهان نوردان زن و مرد بود. اسوتلانا همچنین رکورد اقامت زنان در فضا را به حدود 8 شبانه روز رساند.

اسوتلانا ساویتسکایا  در 8 اوت 1948 در مسکو متولد شد. ساویتسکایا از همان کودکی روحیه عجیبی داشت و به جای عروسک همیشه با اسباب بازی هایی به هواپیما بازی می کرد.  16 ساله بود که به باشگاه پرواز آماتوری مراجعه و تقاضای ثبت نام کرد اما پذیرفته نشد. مدتی بعد به باشگاه چتربازی رفت و پس از 18 پرش، با درجه عالی مدرک چتربازی گرفت. زمانی که هنوز تنها 17 ساله بود توانست 3 رکورد جهانی به دست آورد که یکی از آنها پرش از ارتفاع 15586 متری زمین و بازکردن چتر در 500 متری بود. در سن 18 سالگی در پرونده او 450 پرش وجود داشت. این بار که برای ثبت نام به باشگاه هوانوردی مسکو مراجعه کرد آنها با کمال افتخار وی را به جمع خود پذیرفتند. به زودی او در آنجا نیز درخشید و توانست نه فقط مجوز پرواز انفرادی بگیرد بلکه یکی از ستارگان آکروبات هوایی شد.

او در سال 1972 ، انستیتوی هوانوردی مسکو را با عنوان مهندس مکانیک  به پایان رساند. سپس به عنوان مربی پرواز  در مرکزی باشگاه هواپیمایی به کار پرداخت. اما این کار او را ارضا نمی کرد. او برای رسیدن به آرزویش در سال 1974 به آموزشگاه خلبانان آزمایشگر روی آورد. به موازات آموزش در آنجا در زمینه به دست آوردن رکورد های جدید هوانوردی فعالیت داشت و در همان سال، هشت رکورد جهانی در پرواز هواپیمای مافوق صوت را به دست آورد. پس از اتمام دوره آموزش در آموزشگاه خلبانان آزمایشگر،از سال 1976در دفتر طراحی الکساندر یاکولف به کار پرداخت در بهار 1981، هنگامی که او برای پیوستن به گروه کیهان نورد انتخاب شد در مجموع صاحب 18 رکورد جهانی بود.  در طول زندگی حرفه خود به عنوان خلبان آزمایشگر با بیش از 20 نوع هواپیمای ورزشی ، مسافربری ، مافوق سرعت سیر صوت پرواز کرده و یا رکورد به دست آورده است.

روز 19 اوت 1982 خبرگزاری تاس طی اطلاعیه ای اعلام کرد: ناو کیهانی "سایوز تی-7" با سه کیهان نورد از پایگاه پرتاب های فضایی بایکونور راهی مدار زمین شد اعضای شرکت کننده در این پرواز عبارتند از "لئونیدپاپف"، "الکساندر سریبرف" و دومین زن فضانورد جهان "اسوتلانا ساویتسکایا". به این ترتیب بار دیگر روس ها در زمینه پرواز های فضایی زنان جلو افتادند. اما این پایان کار نبود و روز 17 ژوئیه 1984 سایوزتی-12 به سرنشینی ولادیمیر ژانیبکف، اسوتلانا ساویتسکایا و ایگور ولک راهی مدار زمین شد. این ناو در 18 ژوئیه به طور خودکار به سالیوت-7 متصل شد و گروه مهمانی به ایستگاه راه یافتند. کار اصلی که برای این ماموریت پیشبینی شده بود در 25 ژوئیه صورت گرفت: ژانیبکف و ساویتسکایا به فضای باز قدم گذاشتند و یک راهپیمایی 3 ساعت و35 دقیقه ای را صورت دادند. این اولین راهپیمایی یک زن در فضا بود. در جریان این راهپیمایی، سامانه دستی چند کاره جدیدی مورد آزمایش قرار گرفت که توسط انستیتوی جوشکاری برقی پاتون در شهر کیف طراحی و ساخته شده بود. ساویتسکایا در فضا به وسیله این دستگاه، عملیات برش، جوشکاری، ذوب صفحات فلزی و لعابکاری را انجام داد.

 وی در سال 1993 از فضانوردی كناره گرفت و به سیاست روی آورد و اینک یکی از نمایندگان مجلس روسیه است.


 در آغاز عصر فضانوردی گروهی فکر می کردند به دلیل مشکلات آموزش فضانوردان و دشواری هایی که در یک سفر فضایی پیش می آید، درهای این عرصه برای همیشه بر روی زنان بسته خواهد ماند. بسیاری در همان زمان می گفتند که این کار "مردانه" است و زن ها نمی توانند از پس آن برآیند. پرواز والنتینا ترشکوا در ژوئن 1963 خط بطلان به این نظریه کشید. گرچه این سفر بیش از آنکه جنبه علمی داشته باشد کاری تبلیغاتی بود بویژه که بعدها فاش شد در بین اعضای گروه ترشکوا، افرادی لایق تر بوده اند اما خروشچف رهبر شوروی (سابق) اعمال قدرت کرد و ترشکوا را که یک کاگر کارخانه نخریسی بود جلو انداخت چون می خواست نخستین زن فضانورد از "طبقه کارگر" باشد.

پس از پرواز ترشکوا، سفرهای دیگری هم برای زنان در نظر گرفته شده بود و حتی قرار شد یک ناو با 2 سرنشین زن به فضا برود و در جریان این پرواز یکی از آنان از سفینه بیرون آمده و در فضا راهپیمایی کند اما به دلیل آنکه هر دو طرف قدرت فضایی جهان در آن زمان (شوروی و آمریکا) به سفر به ماه به عنوان یک هدف کاربردی نگاه می کردند برنامه های بسیاری که برای سفینه های نوع واسخد در روسیه طراحی شده بود لغو گردید و هم و غم کارشناسان معطوف آماده سازی کیهان نوردان برای سفر به ماه شد.

در سال 1978 ناسا در انتخاب نخستین گروه فضانوردان شاتل فضایی به زنان نیز توجه داشت و از 35 داوطلب منتخب، 6 تن زن بودند. اما تا پرواز فضاپیماهای شاتل سال ها باقی بود و شوروی از این فرصت استفاده کرد و در اوت 1982 دومین زن کیهان نورد را به فضا فرستاد. اسوتلانا ساویتسکایا با سایوز تی-7 به ایستگاه مداری سالیوت -7 سفر کرد. گرچه دو سال بعد او باز هم به سالیوت پرواز داشت اما رویهمرفته می توان آغاز فعالیت های دارای تداوم زنان را سفر کاترین سولیوان در 1983 دانست که آغاز پروازهای اساسی زنان به فضا و نخستین حلقه از زنجیره مسئولیت های سنگین کیهان نوردی مونث در مدار زمین دانست.

زنان در دو دهه گذشته بطور فعال در سفرهای فضایی نقش و مسئولیت داشته و حتی در این راه کشته داده اند. اینک و در زمان از سرگیری پروازهای شاتل فضایی که همچنان نقش زنان در آن پررنگ تر از گذشته است نگاهی داریم به نوآوری های زنان در تاریخ کیهان نوردی:

16 ژوئن 1963: 

وانتینا تراشکوا به عنوان نخستین زن کیهان نورد نام خود را در تاریخ به ثبت رساند. او نه فقط نخستین زن که نخستین انسان معمولی بود که به فضا می رفت. وی تا چند ماه قبل از انتخاب کارگر یک کارخانه نخریسی بود. ترشکوا همچنین جوانترین زن فضانورد جهان است وی در زمان سفر به فضا تنها 25 سال داشت. چند ماه پس از بازگشت از فضا با آندریان نیکلایف کیهان نورد وستک-3 ازدواج کرد و به این ترتیب نخستین زنی شد که با یک فضانورد ازدواج کرده است. او همچنین نخستین زن کیهان نوردی است که حامله شد و فرزندش یلنا که در ژوئن 1964 به دنیا آمد نخستین فرزند دو کیهان نورد است. 


قرن‌ها نگاه بشر بعد از کره ماه به این سیاره معطوف بود ۱۷ قرن قبل از میلاد مسیح منجمین و ستاره شناسان کلده و آشور به نوشتن کتابی پیرامون مریخ پرداختند. با آغاز عصر فضا، یکی از اهدافی که دانشمندان بشدت علاقه داشتند کاوش بر روی آن آغاز شود مریخ بود.

در بخش ۱ این مطلب که با عنوان "مریخ؛ هدف بزرگ کاوشگر های فضایی" بود شما را با تاریخچه تحقیقات بشر درباره مریخ از دوران‌های بسیار قدیم تا پرتاب ماهواره مارینر-۴ آشنا کردیم. اینک مطلب را دنبال می‌گیریم و نگاهی گذرا داریم بر ادامه این پژوهش‌ها و فرستادن کاوشگران مختلف برای بالابردن دانش بشر از این سیاره مرموز.

ادامه مطلب


وزش باد با سرعت ۹۲ کیلومتر بر ساعت باعث ایجاد طوفان گردوغبار در استان سیستان و بلوچستان گردیده و دید افقی در شمال این استان به کمتر از ۳۵۰ متر رسیده است. طوفان گردوغبار مشکلات زیادی را در شهرستان های زابل، هامون، هیرمند، نیمروز و زهک ایجاد کرده که علاوه بر تعطیلی مدارس ابتدایی این شهرستان ها، ۹۸ نفر را روانه بیمارستان نموده است.

ادامه مطلب



همه پیوندها