موج

تارنمای شخصی سیروس برزو

طرح‌های زیادی برای مستعمره شدن مریخ ارائه‌شده است، اما طرح منحصربه‌فرد گروه محققان موسسه فناوری ماساچوست بر اساس ساختار درخت، برنده رقابت‌های طراحی مریخ شده است. طرحی منحصربه‌فرد برای سکونت در محیط خشن و سخت مریخ با فضای سبز و آب فراوان است. در مریخ مشکلات بسیاری برای زندگی عادی مشابه کره زمین وجود دارد و هوای شبانه آن بسیار سرد و مملو از دی‌اکسید کربن است.

این سیاره در طول روز بارش «پرتو فرابنفش» و اشعه‌ی کیهانی را به میزان 24/7 تجربه می‌کند. خشکی و خاک تشکیل‌شده از مواد خورنده با خواص بسیار ناخوشایند نیز محیطی غیرقابل‌تحملی را برای بشر به وجود آورده است. گروهی از محققان انستیتوی فناوری ماساچوست ، با توجه به این نقاط ضعف، زیستگاهی را برای سکونت 10 هزار نفر طراحی کرده‌اند.

ادامه مطلب


 این جشنواره با هدف تشویق فعالین رسانه‌ای از جمله نویسندگان، روزنامه‌نگاران، تولیدکنندگان فیلم و پویانمایی و علاقمندان خوش ذوق به تولید محتوای با کیفیت در زمینه فضا در 14 بهمن‌ماه 96 همزمان با "روز ملی فناوری فضایی" برگزار می‌شود. شزکت کنندگان می‌توانند محتوای مکتوب از جمله مقالات، گزارش‌ها، یادداشت‌هایی را که در رسانه‌ها منتشر کرده‌اند یا محتوای تصویری شامل فیلم کوتاه یا پویانمایی و یا حتی سکانس‌هایی از فیلم‌های بلند خود که با موضوع فضا مرتبط می‌شود را تا تاریخ ۲۰ آذرماه ۱۳۹۶ به دبیرخانه این جشنواره ارسال نمایند. 


یک سگ ولگرد بانام «لایکا» نخستین موجود زنده زمینی بود که برای گردش در مدار زمین، به فضا پرتاب شد. آخرین لحظات زندگی این حیوان در زمین، در یک موشک بدون پنجره متعلق به شوروی سابق گذشت.

این سگ ولگرد که در سال 1957 به شهرت جهانی رسید، از یکی از خیابان‌های مسکو انتخاب شد و به‌سرعت آموزش‌های ابتدایی دید و به فضا پرتاب شد. بااین‌حال، 5 ساعت پس از پرتاب این موشک، محفظه نگه‌دارنده لایکا بیش‌ازحد گرم شد و مرگ این حیوان را رقم زد.

اما پرتاب فضاپیمای اسپوتنیک2 در 60 سال پیش در چنین روزی، لحظه‌ای مهم در تاریخ فضانوردی شناخته می‌شود. با این‌که مأموریت این فضاپیما با موفقیت انجام نشد، این دومین باری بود که یک فضاپیما برای گردش در مدار زمین به فضا پرتاب‌شده بود و نخستین بود که یک موجود زنده در آن حضور داشت.دانشمندان آمریکایی و روسی برای مدتی طولانی برای آزمایش محدودیت‌های ارسال موجودات زنده به فضا از حیوانات استفاده کرده‌اند و آن‌ها را زنده به زمین برگردانده‌اند.

نخستین موجوداتی که به فضا پرتاب شدند حشراتی بودند که در سال 1947 در موشک بازسازی‌شده وی2 (V2) به فضا پرتاب‌شده و در ارتفاع 68 مایلی (110 کیلومتری) از سطح زمین، منفجر شدند.

در سال‌های پس‌ازآن، اداره کل ملی هوانوردی و فضای آمریکا (ناسا) چندین میمون به نام‌های آلبرت4،3،2،1 را همراه با تجهیزات نظارتی به فضا فرستادند. بااین‌حال، تمامی این حیوانات کشته شدند.در سپتامبر سال 1951، دانشمندان موفق شدند یک میمون به نام یوریک را همراه با 11 موش به فضا بفرستند و آن را زنده به زمین بازگردانند.پس از موفقیت این پرواز، آزمایش‌های پیچیده‌تری دراین‌باره صورت گرفت. دانشمندان روس، دو موش سفید به نام‌های «میلدرد و آلبرت» را در یک محفظه چرخشی قراردادند که به آن‌ها اجازه می‌داد در حالت بی‌وزنی در این محفظه جابجا شوند. بااین‌حال، این حیوانات به‌طورمعمول سفری یک‌طرفه به مدارهای کم ارتفاع زمین داشته‌اند.

ادامه مطلب


 محسن بهرامی (رئیس سازمان فضایی ایران) در بازدید از غرفه ایلنا در بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات در گفتگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا با اشاره به پروژه اعزام انسان به فضا در ایران  به قول معروف آب پاکی را روی دست طرفداران اعزام انسان به فضا ریخت و گفت: پروژه‌ای با نام اعزام انسان به فضا وجود ندارد بلکه یک پروژه با تامین مالی از سوی سازمان عطف به منظور اعزام انسان به فضا چند سال قبل وعده داده شده است که به دلیل سنگینی و دراز مدت بودن این پروژه، فعلا متوقف شده است.

رئیس سازمان فضایی ایران با بیان اینکه اعزام انسان به فضا یکی از اولویت‌های فضایی ایران است، گفت:‌ سندی برای شورای عالی فضای مجازی توسط سازمان فضایی ایران آماده شده تا اعزام انسان به فضا یکی از پروژه‌های فضایی ایران باشد و برای این پروژه برنامه‌ریزی طولانی و بودجه در نظر گرفته شود.

 بهرامی تاکید کرد: اعزام انسان به فضا یک پروژه طولانی مدت است و در مدت یک یا دو سال محقق نمی‌شود. در سند فضایی ایران ذکر شده که تا سال 1404 در ایران انسان به فضا اعزام شود به همین منظور در صورت فراهم شدن بودجه و زیرساخت‌های مورد نیاز ممکن است تا انسان از ایران به فضا اعزام شود.

وی در رابطه با پروژه اعزام انسان به فضا خاطرنشان کرد:‌ در حال حاضر زیرساخت‌های فنی، بودجه و برنامه‌ریزی اعزام انسان به فضا وجود ندارد و باید با حرکتی بزرگ و ملی آماده تامین نیازهای این پروژه شد.


مستعصم اخرین خلیفه عباسیان دشمنی خاصی با ایرانیان داشت و ایرانیان را تحقیر می کرد. روزی به مدرسه ای رفت که خواجه نصیر الدین طوسی در آن تدریس می کرد. مستعصم وقتی خواجه را دید  او ژرسید از کجایی؟ خواجه جواب داد از خراسانم. خلیفه از روی تحقیر سوال کرد از خران خراسانی یا گاوان آنجا؟ خواجه که می دانست اگر درشتگویی کند سرش را به بتئ خواهد داد گفت: از گاوان ظآن دیارم. خلیفه گفت داد پس شاخ هایت کجاست؟ خواجه پاسخ داد آنها را در ولایت جا گذاشته ام اگر اجازه دهید بروم و بیاورم. خلیفه که دنبال بهانه ای برای بیرون کردن او بود گفت برو و با شاخ هایت برگرد.

خواجه نصیر بازگشت و از قضای روزگار در دربار هلاکوخان به عزت و عظمت رسید. او در نزد هلاکو از بغداد بسیار تعریف  و او را به فتح بغداد ترغیب کرد. سرانجام  هلاکوخان تصمیم به فتح بغداد گرفت و با سپاهی عظیم رو به این شهر کرد و آنجا را به تصرف خود در آورد. سپاهیان هلاکو خلیفه را در باغ به درختی بستند.خواجه به نزد خلیفه رفت و به او گفت : از من خواستی بروم و شاخ هایم را بیاورم من هم دستورت را اطاعت کردم. بعد در حالی که به هلاکو اشاره می کرد گفت: این هم شاخم!


گرچه تقریبا بیش از یک ماه از هفته جهانی فضایی گذشته اما یادآوری به مسئولان محترمی که در این هفته در رونمایی و ردیف کردن نام ماهواره های مختلف لازم است تا بدانند مردم منتظر عمل آنها هستند و تنها به ذکر این که فلان ماهواره و فلان ماهواره آماده پرتاب است اکتفا نکنند. 


پسرک مثل بز کوهی با سرعت از کوه بالا می رفت. هر چند دقیقه یک بار می ایستاد. به گل یا سبزه ای که از کنار سنگی روییده بود با دقت نگاه می کرد و پدر و مادرش را صدا می زد تا بیایند و کشف او را ببینند. پدر و مادرش راهپیمایی در کوه و جنگل را به عنوان نه گردش که ورزش انجام می دادند. ورزشی همراه با مطالعه طبیعت و سرگئی از همان دوران کودکی آنها را همراهی می کرد. چند سالی در کوله پشتی پدر یا مادر، اما مدتی نگذشت که روی پای خودش ایستاد. در آغاز پدر مادر در بالا رفتن از صخره و کوه وتپه به او کمک می کردند. اما سرگئی با آن هیکل خوش تراش و لاغر خیلی زود از پدر و مادر جلو افتاد. در گردش و ورزش علمی، به گیاهان و حشرات و حیوانات توجه خاص داشت. نمونه برداری می کرد و بعدا در دفترش اطلاعاتی درباره گیاه و حشره می نوشت. همه آشنایان می گفتند او بالاخره زیست شناس خواهد شد اما کمتر کسی بود که تصور می کرد او روزی فضانورد شود. گرچه پدر بزرگش میخاییل ریازانسکی  از بزرگان تاریخ فناوری روسیه بود.

سرگئی ریازانسکی  در 13 نوامبر 1974 در مسکو متولد شد. گرچه پدر و مادرش معروفیتی نداشتند اما پدر بزرگش از نام آوران تاریخ فناوری روسیه است و به این صنعت خدمات زیادی کرده است. او از همان خرد سالی باهوش و بازیگوش بود. در مدرسه با شیطنت های مثبت کودکانه خود، محبت خیلی از معلمانش را جلب کرد و همه او را دوست داشتند. استعداد فوق العاده او در دوران دبیرستان بیش از قبل نمایان شد. در سال 1991 دبیرستان شماره 520 مسکو با نمرات عالی تمام کرد و برای ادامه تحصیل به دانشکده علوم دانشگاه دولتی مسکو روی آورد. در سال 1996 توانست آن را در رشته بیوشیمی به پایان برساند. اما این پایان کار نبود و آموزش را تا سال 2000 و به دست آوردن تخصص در رشته خیلی اختصاصی پزشکی هوا-فضا- دریا در موسسه تحقیقات زیست پزشکی وابسته به آکادمی علوم روسیه ادامه داد. از همان سال در موسسه تحقیقات زیست پزشکی به عنوان یک پژوهشگر به کار پرداخت. موضوع کاری او پژوهش در زمینه فیزیولوژی حسی و حرکتی و پیشگیری از عوارض جانبی برای ساخت و توسعه ابزار هایی در جهت پیشگیری از عوارض جانبی بی وزنی و جاذبه بود. 
آنچه خواندید قسمتی از آخرین مقاله من است که در شماره اخیر ماهنامه دانشمند چاپ شده است. علاقمندان به مطالب علمی را دعوت می کنم به خواندن این مقاله و مطالب جذاب دیگری در این ماهنامه ارزشمند.


نخستین گروه کیهان نوردان شوروی در سال 1960 انتخاب شدند. آنها 20 نفر بودند و از میان این جمع یوری گاگارین انتخاب شد تا در 12 آوریل 1961 راهی مدار زمین شود و نامش به عنوان اولین فضانورد به ثبت برسد. اما این سوال که آیا گاگارین نخستین نفری است که به فضا سفر کرده و این که امکان دارد  قبل از او هم کسانی به فضا پرتاب شده و موفق نبوده اند، از همان سال های اول مطرح بوده است. جالب است بدانید که حتی خود فضانوردان هم فکر می کردند آنها فضانوردان واقعی نیستند و کسان دیگری این سفر را انجام خواهند داد. الکسی لئونف، کیهان نوردی از گروه گاگارین و نخستین انسانی که در فضا راهپیمایی کرده در این باره می گوید:

وقتی ما را به محل آموزش منتقل کردند ما دیدیم که چندان توجهی به ما نمی شود. امکاناتی که در اختیار ما گذاشتند اصلا شباهتی به آنچه توقع داشتیم برای فضانوردان پیش بینی شده باشد نداشت. اتاق نهارخوری ما ، کلاس درس هم بود. سالن ورزشی نداشتیم در جایی زندگی می کردیم که از نظر امکانات به سربازخانه بیشتر شبیه بود تا محلی برای آموزش فضانوردان. محلی که برای اسکان ما و خانواده مان در نظر گرفته بودند در محدوده یک پادگان نظامی، با حداقل امکانات بود. آموزش ما هم ابزار و تجهیزات پیچیده ای نداشت. البته دلیل آن این نیود که کارمان اهمیت نداشت بلکه اصولا تجربه ها کم بود و کارشناسان هم بطور دقیق نمی دانستند ما چه نوع آموزش هایی را ببینیم. در واقع ما از صفر شروع کردیم. طبیعتا با چنین شرایطی خود ما هم در آن موقع فکر می کردیم جنبه ظاهری داریم و فضانوردان واقعی در جای دیگر برای سفر به فضا آماده می شوند !  اما زمان به ما ثابت کرد که ما نخستین گروه فضانوردان بودیم.


انشای یك پسر 10 ساله گله داری  از شهرستان لامرد استان فارس كه برنده جایزه بهترین انشا در سطح كشوری و استان فارس  شده در دنیای مجازی سر و صدای زیادی کرده است. قضیه از این قرار است که  معلّمی از دانش آموزانش می خواهد در مورد همان موضوع سنتی "فواید گاو " که همه ما در ایام دبستان درباره اش انشا نوشته ایم، انشا بنویسند..

و اما می نویسد:

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکّر از زحمات بی دریغ اولیا و مربیان مدرسه  اگر آن ها نبودند، معلوم نبود ما اکنون کجا بودیم، اکنون قلم به دست می‌گیرم و انشای خود را آغاز می‌کنم...

البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می‌یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.. من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهم ترین فایده‌ی گاو بودن این است که دیگر آدم نیست.. بلکه گاو است... هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشا باشد..

بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم، ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد، مثلا در مورد همین ازدواج، وقتی گاوی که پـدر خانواده است می‌خواهد دخترش را شوهر دهد، نگران جهیزیه‌اش نیست.. نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.. مجبور نیست، به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند،  یا بدتر از آن پاچه خواری کند...

هیچ گاوی نگران کرایه خانه‌اش نیست..

گاوها آنقدر عاقلند که می‌دانند بهترین سال‌های عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند...

گاوها حیوانات مفیدی هستند و انگل جامعه نیستند...

شما تاکنون یک گاو معتاد دیده‌اید؟

گاوی دیده‌اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند!

تا کنون شما گاو بیکار دیده‌اید؟

آیا دیده‌اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟

تاکنون دیده‌اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟

آیا تا کنون دیده اید گاوی زنش را کتک بزند؟ یا گاو ماده‌ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟ و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر.. آخر تو هم گاوی؟!

هیچ گاوی غمباد نمی‌گیرد.. هیچ گاوی رشوه نمی‌گیرد.. هیچ گاوی اختلاس نمی‌کند.. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمی‌ریزد... هیچ گاوی خیانت نمی‌کند.. هیچ گاوی دل گاو دیگر را نمی‌شکند.. هیچ گاوی دروغ نمی‌گوید...

هیچ گاوی آنقدر علف نمی‌خورد که از فرط پُرخوری تا صبح خوابش نبرد، در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله‌اش شیر بدهد...

هیچ گاوی گاو دیگر را نمی‌کُشد،

هیچ گاوی...

گاو خیلی فایده‌ها دارد..

پوشاک‌ما از گاو است.. خوراک‌مان از گاو،  شیر و پنیر و کره و خامه ...

ولی با همه‌ی منافع یاد شده هیچ گاوی نگفت : من ...

بلکه گفت: مـــــــــاااااااااااااا

اگر بخواهم هنوز هم و در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشا می‌خورد و  نوبت بقیه نمی‌شود که انشایشان را بخوانند ،،،

امّـا به نظر من مهم ترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیست.


فضانوردی در دوران شوروی سابق ویژگی های خاصی داشت که مهمترین آن مخفی کاری و سانسور بود. بسیاری از اطلاعات مربوط به پرواز های آن دوران ، سال ها بعد و پس از ریختن دیوار آهنین حاکمیت حزب کمونیست منتشر شد.

الکسی لئونف در مصاحبه ای که چند سال قبل با او داشتم می گفت: در جریان ماموریت وسخد-2 زمانی که برای بازگشت از این سفر پر دردسر  آماده شدیم، دکمه دستگاه بازگشت خودکار را فشار دادیم. هیچ عکس العملی مشاهده نشد، دستگاه کار نمی کرد! برای هدایت دستی ناو درصد احتمال بسیار ناچیزی در نظر گرفته شده بود به همین دلیل باید در  وضعیت  عجیب و غریبی قرار می گرفتیم. من از جای خود بلند شدم و بر روی بیسیم دراز کشیدم، پاشا برعکس دراز کشید و من با دست هایم پاهای او را گرفتم آنوقت او موتور سفینه را روشن کرد وقتی کارمان با موتور تمام شد طبق برنامه، باید بخش فرودی از آن جدا می شد اما این اتفاق هم نیفتاد. ناگهان تکان سختی خوردیم و پرتاب شدیم. مثل وزنه ای که رها شده باشد شروع کردیم به چرخیدن. چشم هایمان از فشاری که به ما می آمد شده بود یک کاسه خون. پاشا کنترل کار را به دست گرفت. سفینه وارد جو شده بود. اما هنوز اطمینان نداشتیم سالم به زمین برسیم. ما به جای محل پیش بینی شده، در جنگل های پرم فرود آمدیم. هیچکس بطور دقیق نمی دانست ما کجا هستیم خودمان هم از محل دقیق فرود اطلاع نداشتیم. 

تنها می دانستند که ما سالم بازگشته و در نقطه ای در جنگل های پرم فرود آمده ایم. ما را بعد از سه روز پیدا کردند اما در مطبوعات آن موقع خبر بازگشت ما چنین چاپ شده بود: فضانوردان ما در حال حاضر در ویلای شورای ملی در نزدیکی پرم در حال استراحت هستند. البته نه در آن زمان و نه تاکنون چنین ویلایی وجود خارجی نداشته است.



همه پیوندها