موج

تارنمای شخصی سیروس برزو

در سال‌های اخیر تبادل گردشگر میان ایران و روسیه به شدت افزایش یافته اما شمار گردشگران ایرانی چهار برابر روس‌هاست و در سال گذشته شمار گردشگران ایرانی که به روسیه سفر کرده‌اند ۸۰ درصد افزایش داشته است. گرچه لوان جاگاریان سفیر روسیه در تهران می‌گوید محدودیت‌ها در ایران دلیل کم سفر کردن روس‌ها به ایران است اما این تنها دلیل نیست.

حوادثی مثل سرنگون کردن هواپیمای نظامی روسیه توسط جنگنده‌های ترکیه که باعث ایجاد تشنج در روابط دو کشور شد و باعث گردید سفر گردشگران روس به ترکیه به شدت کاهش یابد، برخی را به همکاری‌های بیشتر میان تهران و مسکو در زمینه تبادل گردشگر امیدوار کرد تا شاید این جاده یک‌طرفه، دو طرفه شود. امیدی که به دلیل عدم اطلاع از ریشه این قضیه بیهوده بود.

سفیر روسیه درباره علت سفر کمتر روس‌ها به ایران گفته است: «ما نمی‌توانیم به زور گردشگران را به ایران بفرستیم، ایران کشوری باستانی و تاریخی است، ولی اینجا محدودیت‌هایی وجود دارد.» گرچه این سخن آقای سفیر تا حدودی صحت دارد اما اصل ماجرا نیست. مشکل ما این است که علیرغم ادعای فعالیت های فرهنگی سفارت و رایزنی فرهنگی ما در روسیه، مردم روسیه اصولا ایران را نمی شناسند. کار های تشریفاتی برای پرکردن کارنامه و اعلام به مرکز، نمی تواند زمینه مناسب برای شناخت مردم از ایران باشد. سفارت ما در مسکو گرچه در محل مناسبی است و دیوار آن می تواند تابلو اعلانات بسیار خوبی برای ویترین های نمایشگاه عکس از ایران باشد- همان کاری که بسیاری از سفارتخانه ها انجام می دهند- هیچ نشانی از ایران بر خود ندارد. رایزنی فرهنگی ما که بخشی از یک ساختمان در یک کوچه کم رفت و آمد است تنها با یک پرچم ایران شناخته می شود که آن هم بر اثر باد در اکثر موارد به دور میله لوله شده است. شاید ندانید که کنسولگری ما در قازان در بخشی از طبقه سوم یک پاساژ محل فروش کفش و لباس و غیره است که فقط برای کارمندانش و دانشجویان ایرانی مقیم این شهر شناخته شده است. کنسولگری ما در آستراخان را تنها با میله بلند پرچم و پرچمی که سالی یک بار هم عوض نمی شود مردم می شناسند. مردم روسیه اصولا با ایران ناآشنا هستند و از ویژگی های جذاب آن بیخبرند.

با این وصف چگونه می توان از روسیه گردشگر جذب کرد؟ در پاسخ آقای جاگاریان باید عرض کنم مگر این محدویت ها شامل گردشگران دیگر کشور ها نمی شود؟ چطور است که سالانه دهها هزار گردشگر اروپایی از ایران بازدید می کنند اما از روسیه کوچکترین جنبشی دیده نمی شود. در ثانی این محدودیت هایی که می فرمایید چیست؟ نمی خواهم آن را کاملا باز کنم و به اشاره می گویم که برای شما همین اشاره کافی است. اگر منظورتان یک شال نازک به عنوان حجاب است که در روسیه هم بسیاری بر سر دارند و اگر اشاره تان به تعریفی است که غربی ها از روس ها دارند و آنها را دائم الخمر نشان می دهند که باعث تاسف است که شما هم با این نوع تبلیغات همراهی می کنید. تجربه نزدیک به ربع قرن با همنشینی من با ملت روس نشان می دهد که این مردم بسیار مبادی آداب و با نگاه فرهنگی هستند و گرچه نوشیدن مشروبا الکلی در آن کشور- مثل بسیاری از کشور های دنیا – آزاد است اما قوانین نوشته و ناننوشته خود را دارد و رعایت می شود.

به نظر من دلیل اساسی عدم حضور گردشگران روس در ایران، تنها و تنها ناآشنایی آنها با جاذبه های طبیعی، جغرافیایی و فرهنگی ایران است و بس. اگر نهاد های مرتبط با تبلیغات فرهنگی کار خود را با مسئولیت و به درستی در روسیه انجام دهند بدون شک راه تبادل گردشگر باز خواهد شد اما متاسفانه در مورد گردشگری روس‌ها در ایران، فقط حرف زده می شود و عمل مفیدی وجود ندارد زیرا انگیزه این کار نیست و آنهایی که باید در این زمینه وارد عمل شوند بیشترین وقت اداری خود را صرف نامه و نامه نگاری های اداری می کنند که انتهایی ندارد. آن زمان هم که احیانا وارد عمل می شوند امور تشریفاتی بر فعالیت های واقعی و خبرسازی رسانه ای بر کار های زیربنایی ارجحیت دارد.

البته از حق نباید گذشت، در داخل ایران هم بسیاری از مردم با جاذبه های گردشگری کشورمان بیگانه اند چون کمتر به آنها معرفی شده است و جا دارد بیشتر در این زمینه کار شود. وقتی حتی مردم ما از دیدنی های کشورمان بیخبر هستند چطور می توان توقع داشت که گردشگر روس را بتوانیم جذب کنیم. وقتی نمی توانیم با داشتن اینهمه امکانات رسانه ای در داخل، پدیده های گردشگری را به مردم معرفی و آنها را با عجایب و زیبایی های ایران آشنا کنیم، چطور توقع داریم دیگران این نقاط را بشناسند؟ وقتی در فکر گسترش تسهیلات بسیار ساده برای گردشگری ساده برای مردم خودمان نیستیم و یا قدرت ابتکار نداریم، چطور خواهیم توانست گردشگر خارجی را جذب کنیم؟

علیرغم ادعای فعالیت فرهنگی در روسیه، چند خبر در رسانه های این کشور در سال گذشته داشته ایم که جذابیت داشته بتواند در مردم تمایل سفر به ایران را ایجاد کرده باشد؟ صرف پول و تحمل هزینه برای روزمرگی، بدون بررسی رسمی و علمی نتایج کار چه ثمری دارد؟

سال هاست که نشریه ای اینترنتی به اسم کاروان (که خود این اسم هم عقب ماندگی را القا می کند) تهیه و برای عده اندکی در روسیه از طریق ایمیل فرستاده می شود و کسی نیست بررسی کند ثمره هزینه کردن برای این نشریه چیست؟

چند سال پیش ایران مهمان ویژه نمایشگاه کتاب مسکو بود که خدا می داند چه هزینه هنگفتی را به مردم ایران تحمیل کرد. جدای نحوه اجرا و مدیریت ضعیف آن، نتیجه عملی این نمایشگاه چه بود؟ آیا توانست تاثیری چه تبلیغاتی و چه کاربردی برای ایران داشته باشد؟

مثال ها بسیار است و اگر قرار باشد یک به یک عملکرد ها مورد بررسی کارشناسانه قرار بگیرد مثنوی هفتاد من کاغذ شود. 


عابد پارسایی، غارنشین شده بود و در آنجا دور از جهان و جهانیان، به عبادت به سر می برد، به شاهان و ثروتمندان به دیده تحقیر می نگریست، و به رزق و برق دنیا اعتنا نداشت و سؤ ال از این و آن را عار می دانست:

هر که بر خود در سوال گشود                     تا بمیرد نیازمند بود

آز بگذار و پادشاهی کن                 گردن بی طمع بلند بود

یکی از شاهان آن سامان برای آن عابد چنین پیام داد: از بزرگواری خوی نیکمردان، توقع و انتظار دارم، مهمان ما بشوند و با شکستن پاره نانی از سفره ما با ما همدم گردند.

عابد فریب سخن شاه را خورد و به دعوت او جواب مثبت داد، با این ایده که اجابت دعوت جواب مثبت به دعوت از سنت است، به این ترتیب کنار سفره شاه آمد و از غذای او خورد.

فردای آن روز، شاه برای عذرخواهی از قدم رنجه نمودن عابد و آمدن او به خانه شاه، به سوی عابد رفت. و وارد غار شد، عابد همین که شاه را دید، به احترام او برخاست و او را در کنارش نشانید و با شاه بسیار گرم گرفت و او را آنچه توانست ستود، تا اینکه شاه با عابد خداحافظی کرد و رفت.

بعضی از یاران عابد نزد عابد آمده و از روی اعتراض به او گفتند: چرا آن همه در برابر شاه، کوچکی کردی و با او دمساز شدی و برخلاف روش عابدان وارسته، این گونه به او دل بستی و اظهار علاقه نمودی؟!

عابد بیچاره گفت: مگر نشنیده اید که گفته اند:

هر که را بر سماط بنشستی                      واجب آمد به خدمتش برخاست

گوش تواند که همه عمر وی                       نشنود آواز دف و چنگ و نی

دیده شکیبد ز تماشای باغ             بی گل و نسرین به سر آرد دماغ

ور نبود بالش آگنده پر                    خواب توان کرد خزف زیر سر

ور نبود دلبر همخوابه پیش             دست توان کرد در آغوش خویش

وین شکم بی هنر پیچ پیچ             صبر ندارد که بسازد به هیچ

آری داد و فریاد از شکم پرستی، و توجه به شکم ناراست خودخواه، که بر اثر بی صبری و ناسازگاری، صاحبش را به دریوزگی می افکند، عابد وارسته را مرید شاه آلوده می سازد، پارسای پیراسته را آزمند دلبسته می نماید.

باید کاملا مراقب شکم بود که اگر بی پروا شود، و هر غذایی را به خود راه دهد، انسان شریف را به بهانه حق نمک، غلام حلقه به گوش می کند، تاج کرامت را از سر انسان برداشته و به درون چاه ضلالت و مذلت می افکند، که براستی چنین شکمی، بی هنر و بی مایه و ناراحت است، که این گونه انسان را به کجروی و دریوزگی و خم کردن سر نزد هر ناکسی می کشاند.


در حالی که ایران تنها دو سال بعد از انقلاب، با تهاجم دشمن خارجی مواجه شده بود و در داخل هم درگیری های نظامی و سیاسی همجانبه ای وجود داشت، کسی تصور نمی کرد از میان این دود و آتش، فناوری ایران راهی برای حرکت به سوی فضا باز کند. اما معجزه به همت و اراده جوانان با ایمان و فرهیخته این مرز و بوم بوقوع پیوست و نه تنها در دوران دفاع مقدس منجر به حملات بازدارنده موشکی شد که پس از آن رشد و شکوفایی یافت و سرانجام "امید" مردم ایران را در بهمن 1387، مقارن با سی امین سالگرد پیروزی انقلاب در مدار زمین قرار گرفت و نام ایران به عنوان دهمین کشور جهان در تاریخ فناوری فضایی به ثبت رساند.

به این ترتیب جوانان دانشمند و فرهیخته ایران ثابت کردند که تحریم های سخت و همه جانبه و جلوگیری از هرگونه کمک رسانی حتی به شکل نظری به کارشناسان ایرانی برای دستیابی به فناوری های نوین در زمینه طراحی و ساخت ماهواره بر و ماهواره، در برابر غیرت کارشناسان جوان میهن مان همچون تار های عنکبوت سست و بی بنیاد است.

ایجاد هماهنگی و انسجام در ارگان های مرتبط با فناوری فضایی و برداشتن گام های پرشتاب بعدی نشان می داد که ظاهرا مسئولان از تجربه تاریخ فناوری در جهان، درس آموخته اند و می توان به وعده های داده شده در برنامه توسعه فناوری فضایی دل بست.

در ماه های پایانی جنگ جهانی دوم، چه آمریکا و چه شوروی، جذب و جلب دانشمندان آلمان که در آن دوران قوی ترین تشکیلات فناوری موشکی جهان بشمار می رفتند را به عنوان یکی از راهبردی ترین برنامه های خود قرار دادند. آمریکایی ها خوش شانس بودند و توانستند تقریبا تمام طراز اول ها را شکار کنند و با خود ببرند و روس ها به افراد درجه چندم رسیدند. در حالی که همه تصور می کردند آمریکا با آن غنایم جنگی ارزشمند حرف اول را در فناوری فضایی خواهد زد، روس ها نه تنها نخستین ماهواره را در سال 1336 به فضا پرتاب کردند که صاحب نخستین های متعدد دیگری در فناوری فضایی شدند و آمریکا را از لحاظ تبلیغاتی کاملا در منگنه قرار دادند بطوری که این کشور مجبور شد برای به دست آوردن حیثیت، هزینه کمرشکن طرح آپولو برای سفر به ماه را بپذیرد.

اینجاست که باید پاسخ سوالی کلیدی را یافت: چرا روس ها که دست شان از نظر کمیت فناوران فضایی در برابر آمریکایی ها تقریبا خالی بود، در ترقی و توسعه فناوری فضایی از آنها جلو افتادند؟ رمز برنده شدن آنها چه بود؟

اگر امروز ما به این تجربه گرانبها توجه داشته باشیم خواهیم توانست حرکتی را که خیلی خوب شروع کردیم اما متاسفانه در سال های اخیر در مدار انجماد قرار گرفته را توانمند کنیم و ققنوس فناوری فضایی ایران را بار دیگر به پرواز درآوریم و گرنه باید همچنان خاکستر نشین موفقیت های قبلی باشیم. رمز موفقیت روس ها در فناوری فضایی، انتخاب مدیران لایق و توانمند و با انگیزه، عالم و عاشق به کار خود، انسجام قوی و پایدار تشکیلات فضایی و ایمان و اعتقاد به توانمندی فناوری فضایی برای اعتلای کشور و روحیه مردم بود.

حال لازم است باید بنشینیم و با وجدان بیدار قضاوت کنیم در انتخاب مدیران تشکیلات مرتبط با فناوری فضایی، انگیزه و دانش عامل موثر بوده و یا روابط؟ آیا تدابیر اتخاذ شده، منجر به انسجام در تشکیلات فضایی شده یا پراکندگی و سردرگمی؟ آیا این تدابیر منجر به جذب نیرو های جوان و توانمند شده یا آنها را دور کرده  و باعث فرار مغز ها شده؟ آیا رویه ای که در پیش گرفتیم منجر به ساخت و در مدار قراردادن ماهواره های جدید تر و پیشرفته تر شده یا زمزمه های "ما نمی توانیم" و باید از کشور های دیگر ماهواره بخریم را بلند کرده است؟

قضاوت را به شما واگذار می کنم.


جوانی خردمند، به فنون مختلف علوم و دانشها، اطلاعات فراوان داشت، ولی دارای خوی رمیده بود در میان مردم، فضایل خود را آشکار نمی کرد به گونه ای که در مجالس دانشمندان، خاموش می نشست، پدرش به او گفت: ای پسر! تو نیز آنچه را می دانی بگو.

جوان در پاسخ گفت: از آن ترسم که در مورد آنچه را که ندانم از من بپرسند و شرمسار شوم

نشنیدی که صوفیی می کوفت                   زیر نعلین خویش میخی چند؟

آستینش گرفت سرهنگی              که بیا نعل بر ستورم بند


محققان دانشگاه واشنگتن، اقیانوسی مانند اقیانوس‌های "تیتان"(بزرگترین قمر زحل) برای آزمایش زیردریایی ناسا در ماموریت زحل شبیه‌سازی کردند.

اقیانوسی که توسط ناسا برای آزمایش زیردریایی شبیه‌سازی شده، دارای درجه حرارت منفی 300 درجه فارنهایت و محتوای مایع متان و اتان به جای آب است.

محققان حتی چرخه جوی پیش‌بینی شده در این سیاره یعنی برف و باران اتان-متان را نیز شبیه‌سازی کردند. این ویژگی شباهت‌های زمین به دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و ابرهای تیتان را بیان می‌کند که مورد علاقه دانشمندان است.

گروه تحقیقاتی اتاقی ساختند که مخلوط متان-اتان را در دمای بسیار سرد به صورت مایع حفظ کند. برای آزمایش تاثیرات این محیط بر زیردریایی ناسا، بخاری کارتریج استوانه‌ای دو اینچی نیز به این سیستم افزوده شد تا دمای تقریبا معادل گرمای یک زیردریایی را تولید کند.

هنگامی که چنین ابزار گرمایی در این شرایط قرار می‌گیرد حباب‌های نیتروژن تشکیل می‌شوند. محققان قصد دارند تاثیر حباب‌های نیتروژن را بر عملکرد زیردریایی بررسی کنند.

این گروه وسیله‌ای طراحی کرده است که قابلیت تحمل فشار 60 پوندی در هر اینچ مربع، یک بروسکوپ و دوربین برای ثبت تصاویری از این دریا را داشته باشد.

"یان ریچاردسون" سرپرست این تحقیق اظهار کرد: شرایط آن منطقه مساعد نیست و نیازمند راه‌حل‌های خلاقانه برای غلبه بر آن هستیم.

این گروه موفق به ضبط فیلم‌های باران و برف متان-اتان در داخل اتاق شده است.

همچنین محققان کشف کردند که متان و اتان در دمای پایین‌تری از دمای تیتان و چیزی که تصور میشد، منجمد می‌شوند.

"ریچاردسون" گفت: این بسیار خوب است و بدان معنی است که لازم نیست نگران توده‌های یخی بزرگ باشیم.

منبع: ایسنا


"الون ماسک" مدیرعامل شرکت فضایی اسپیس‌ایکس در توییتی عنوان کرد که اگر اتحادیه پرتاب فضایی آمریکا تا قبل از سال 2023 یک فضاپیمای امنیتی به فضا بفرستد، کلاه خودش را با سس خردل خواهد خورد!

به گزارش ایسنا و به نقل از تایمز، "الون ماسک"، مدیر عامل شرکت "اسپیس‌ایکس" پس از پرتاب هفته گذشته موشک "فالکون هوی" در مورد عملکرد آن بحث کرد.

وی از مقایسه "فالکون هوی" با موشک سنگین "دلتا IV" که توسط رقیب این شرکت یعنی اتحادیه پرتاب‌های فضایی آمریکا ساخته شده است، برآشفته شد.

"داگ الیسون"، سازنده آزمایشگاه پیشران جت، هفته گذشته در توییتر برخی از محاسبات را به اشتراک گذاشت که در برخی موارد، موشک سنگین "دلتا IV" می‌تواند ماموریت‌های خاص خارج از منظومه شمسی، عملکردی مشابه با "فالکون هوی" داشته باشد.

"الون ماسک" پاسخ داد که اعداد و داده‌های "الیسون" ایراد دارند. وی همچنین گفت که "فالکون هوی" هزینه بسیار کمتری از رقیب خود داشته است.

به نظر نمی‌رسد که "الون ماسک" این داده‌ها را باور کرده باشد و همچنین پیش‌بینی هزینه 400 میلیون دلاری موشک رقیب را باور نداشت، چرا که پروژه قبلی اتحادیه پرتاب فضایی آمریکا که لغو هم شد، بالغ بر 389 میلیون دلار برای این شرکت هزینه در بر داشت.

"ماسک" پیش‌بینی می‌کند که هزینه هر پرتابی پس از سال 2020 بیش از 600 میلیون دلار خواهد بود.

وی در مورد برنامه این اتحادیه برای جایگزینی موشک‌های دلتا و اطلس خود با یک تقویت کننده قدرتمند جدید موسوم به "ولکان"(Vulcan) گفت: شاید این طرح موفقیت‌آمیز باشد، اما اگر آن موشک قبل از سال 2023 پرواز کند، من واقعا کلاهم را با سس خردل خواهم خورد!

اولین پرتاب موشک "ولکان" ابتدا برای پرتاب در سال 2019 برنامه‌ریزی شده بود، اما اکنون حداقل به اواسط سال 2020 منتقل شده است که بر همین اساس "الون ماسک" عقیده دارد این پرتاب تا قبل از سال 2023 انجام نخواهد شد.

"ماسک" امیدوار است که "فالکون هوی" به اکتشافات سیاره‌ای و به ماموریت ناسا کمک کند.

در نظر گرفته شده است که این موشک فضایی قدرتمند که بزرگترین و قدرتمندترین موشک عملیاتی حال حاضر جهان است، برای اولین بار پس از سال 1972 به ماه بازگردد و در نهایت تا اواسط قرن حاضر پای انسان را به مریخ باز کند.

موشک "فالکون هوی" در تاریخ 6 فوریه یک خودروی "تسلا رودستر" 100 هزار دلاری را همراه با یک سرنشین مانکن موسوم به "استارمن"(Starman) به سمت مریخ فرستاد که اکنون در راه مریخ و سفر در عمق فضا است.

منبع: ایسنا


جوانی خردمند، به فنون مختلف علوم و دانشها، اطلاعات فراوان داشت، ولی دارای خوی رمیده بود در میان مردم، فضایل خود را آشکار نمی کرد به گونه ای که در مجالس دانشمندان، خاموش می نشست، پدرش به او گفت: ای پسر! تو نیز آنچه را می دانی بگو.

جوان در پاسخ گفت: از آن ترسم که در مورد آنچه را که ندانم از من بپرسند و شرمسار شوم

نشنیدی که صوفیی می کوفت                   زیر نعلین خویش میخی چند؟

آستینش گرفت سرهنگی              که بیا نعل بر ستورم بند

گلستان سعدی


به یکی از دوستان گفتم: خاموشی را از این رو برگزیده ام که: در سخن گفتن، زشت و زیبا بر زبان می آید، و چشم بداندیشان فقط بر سخن زشت می افتد.

دوستم پاسخ داد: آن خوشتر که دشمن بد اندیش یکباره کور گردد، تا چشمانش را نتواند باز کند زیرا نیکی را نیز بدی جلوه می دهد.

هنر به چشم عداوت، بزرگتر عیب است                    گل است سعدی ودر چشم دشمنان خار است

نور گیتی فروز چشمه هور             زشت باشد به چشم موشک کور

گلستان سعدی


در حالی که بعد از دو موفقیت بزرگ آمریکا در اعزام فضانوردان آپولو-11 و آپولو-12 به ماه، از شکست در ماموریت آپولو-13 مورد شماتت گرفته بود و بر عکس روس ها با فرستادن سفینه بدون سرنشین لونا-16 و آوردن خاک ماه به هزینه ای بسیار کمتر برای خودشان افتخار ساخته بودند، ناگهان رسانه های شوروی در  10 نوامبر 1970 خبر از پرتاب "لونا-17" به فضا دادند. همه سوال می کردند هدف از پرتاب لونا-17 چیست؟ اطلاعیه های دولتی با مهارت به گونه ای نوشته شده بود که نمی شد حدس زد ماموریت واقعی این کاوشگر چیست. این سفینه روز 17 نوامبر همین سال به طور آرام در بخشی از کره ماه که "دریای باران ها" نام دارد فرود آمد. در این روز بود که دنیا با شگفتی جدیدی از فناوری روس ها روبرو می شوند: گردون مهنورد!

ادامه مطلب


دولت دونالد ترامپ پروژه بودجه سال مالی 2019 را منتشر کرد.  در این سند بازگشت فضانوردان به ماه یکی از اولویت‌های فضایی اعلام شده است.

مطابق با این سند، آمریکا قصد دارد تا اواسط دهه 2020، فضانوردان را به کره ماه بفرستد. تاریخ دقیق تری اعلام نشده است. از این‌رو مبلغ بیشتری برای طراحی تجهیزات جدید اختصاص داده می شود که برای پرواز به قمر زمین ضروری است.

در سال 2019، بودجه ناسا به میزان 370 میلیون دلار افزایش خواهد یافت و 19 میلیارد و 900 میلیون دلار خواهد شد. اما در سال‌های بعدی کاهش خواهد یافت.  با چنین بودجه‌ای پرواز فضانوردان به کره ماه ممکن نخواهد شد.

منبع: اسپاش



همه پیوندها