تبلیغات
موج

موج

تارنمای شخصی سیروس برزو

چرا زبان بگشایم؟ که دردهای بزرگ

بجز سکوت ندارند مرهمی دیگر...



دسترسی به بعضی فضانوردان سخت‌تر از شکار کردن یک ماهی مشخص از میان توده دسته جمعی آنها در مسیر مهاجرت ماهیان است. به خصوص آنکه خود او هم ماهی‌گیر ماهری باشد. ولادیمیر لیاخف از آن دسته است. او که از آخرین پروازش به فضا ۳۰ سال می‌گذرد به کلی از صحنه فضانوردی خارج شده و مشغول به زندگی شخصی است. اما همه از او به عنوان فضانوردی توانا نام می‌برند که ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. می‌دانستم که او پروازهایی استثنایی داشته و می‌توان گفت صفحه‌های مهمی از تاریخ حوادث فضایی، در زندگی او رقم خورده است. مدت‌ها بود که دنبال راهی برای تماس با او بودم. امکان چنین تماسی ممکن نمی‌شد چون لیاخف در دوران بازنشستگی دست و مرتباً در سیر و سفر. بالاخره با کمک الکساندر الکساندروف کیهان نوردی که با او در ایستگاه فضایی سالیوت-۷ همسفر بوده، توانستم با وی هماهنگی کنم و به ملاقاتش بروم. محل ملاقات را «خانه کیهان نوردان «در شهرک ستاره‌ای» انتخاب کردیم که برایش سخت نباشد و در محل موزه این شهرک به دیدنش رفتم. آنچه می‌خوانید حاصل این ملاقات است.

ادامه مطلب


بروز اختلاف بین کشورهای آمریکا و روسیه بر سر مشکل اوکراین، سوریه و دیگر مسائل بین‌المللی، بدون شک در ادامه همکاری‌های فضایی دو کشور تأثیر خواهد گذاشت. زمزمه‌های این تغییر و تحولات هم‌اکنون شنیده می‌شود. تشکیلات فضایی روسیه بعد از فروپاشی شوروی روزهای سختی را گذراند. فناوری کیهان‌نوردی در دوران جنگ سرد طی سال‌های آخر دهه ۱۹۵۰ و کل دهه ۱۹۶۰، به یکی از کاربردی‌ترین ابزارهای تبلیغاتی بین دو ابرقدرت تبدیل‌شده بود و هر دو دولت برای برتری‌جویی‌های فضایی، سرمایه‌های زیادی را مصرف می‌کردند. با فروپاشی شوروی، تشکیلات فضایی روسیه که میراث‌خوار شوروی سابق بود حامی مالی خود را از دست داد. بحران‌های مالی دوران پس از فروپاشی، وضعیت خطرناکی را برای فناوری‌های کیهانی روسیه به وجود آورد و سردمداران این تشکیلات برای رهایی از بن‌بست موجود، چوب حراج به اندوخته‌های علمی دوران شوروی زدند. به‌این‌ترتیب بود که پای خریداران آمریکایی به سازمان‌های فضایی روسیه باز شد و  قرارداد همکاری تنگاتنگ برای ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی بین سازمان فضایی آمریکا و سازمان فضایی روسیه بسته و مقدمات کار ظرف مدت کوتاهی به مرحله اجرا درآمد.

ادامه مطلب


جوانی به حکیمی گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند. حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟ جوان گفت آری . حکیم گفت اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.  جوان با تعجب پرسید چرا چنین سخنی می‌گویی؟ حکیم گفت چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟ جوان گفت آری. حکیم گفت: مراقب چشمانت باش


در هیاهوی زندگی دریافتم ،

چه بسیار دویدن‌ها  که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم ...

چه بسیار غصه‌ها که فقط باعث سپیدی موهایم شد

در حالی که قصه‌ای کودکانه بیش نبود ...

دریافتم ،

کسی هست که اگر بخواهد "می‌شود"

و اگر نخواهد "نمی‌شود"

به همین سادگی ...

کاش نه می‌دویدم و نه غصه می‌خوردم

فقط او  را می‌خواندم و بس ...


شبکه چهارم سیما در تعطیلات نوروز اقدام به پخش فیلمی سینمایی با عنوان «اولین‌های تاریخ، کشف فضا» اثر کارگردان روس "دیمیتری کیزلف" کرد که ظاهراً به دلیل استقبال از آن، روز جمعه هفته گذشته مجدداً از همین شبکه پخش شد. در این مطلب قصد داریم به نقد و بررسی زوایای پنهانی از رخداد تاریخی اولین راهپیمایی در فضا و بازخوانی یک مصاحبه جذاب با "الکسی لئونف"، قهرمان اصلی فیلم و فضانوردی که برای نخستین بار در فضا راهپیمایی کرد

ادامه مطلب


فردریک کبیر می خواست در رقابت با ورسای قصری بسازد. در کار ساخت قصر وقفه افتاد .علت را پرسید . گفتند در گوشه ای از زمین ،اسیابی است که صاحبش نمی فروشد .فردریک شخصا به سراغ اسیابان رفت و علت را پرسید.

اسیابان گفت اینجا موروثی است و من نه انقدر متمولم که به ان احتیاج نداشته باشم و نه انقدر فقیر که به پولش نیازمند باشم پس نمیفروشم!

فردریک با پرخاش گفت: «تو میدانی با چه کسی حرف میزنی؟ من اینجا را از تو میگیرم! »

اسیابان لبخندی زد و گفت؛ «نمیتوانی چون هنوز در برلین قاضی هست! »

فردریک به یاد نصایح «ولتر» افتاد که به او گفته بود:«در حکومت هر چیزی را ابزار خودت کن جز دستگاه عدالت را، چون مردمت از هر جا رانده شوند به دستگاه_عدالت پناه می برند، و وقتی انجا را نیز گوش به فرمان تو ببینند دیگر به بیگانه پناه می برند، و بدین ترتیب پای بیگانه به کشورت باز می شود! »


ربا خواری از قدیم به عنوان حرفه یهودیان شناخته می شده اما نکته جالب اینجاست که در دادن پول به فقرای بنی اسرائیل هیچ سودی دریافت نمی شد و رباخواری از برادر بشدت منع ولی برای غریبه ها مجاز




همه پیوندها