تبلیغات
موج

موج

تارنمای شخصی سیروس برزو

یک منبع خبری در شرکت روسی صنایع موشکی و فضایی "انرگیا" آمادگی این شرکت برای ارائه خدمات پروازی در مدار ماه را اعلام کرد. به گفته وی، انرگیا آماده است در چارچوب یک برنامه سفر به مدار ماه با استفاده از ناو کیهانی سایوز به گردشگران خدمات ارائه دهد.

وی گفت با توجه به شرایط موجود, بلیط سفر به ماه برای هر گردشگر که در سال‌های قبل 120 میلیون دلار اعلام شده بود به حدود 150 تا 180 میلیون دلار افزایش خواهد یافت که البته امری طبیعی است. در گذشته نیز شاهد چنین افزایش قیمت در مورد گردشگران بودیم بطور مثال هلن شارمن با 12 میلیون دلار به میر سفر کرد, دنیس تیتو برای پرواز به ایستگاه فضایی بین‌المللی 20 میلیون دلار پرداخت اما نرخ بلیط سارا برایتمن، خوانندۀ انگلیسی 52 میلیون دلار تعیین شده بود.

ادامه مطلب


دولت آلمان نازی حدود 20 سال در زمینه ساخت موشک از کشورهای آمریکا و شوروی جلوتر بود و اگر کشور آلمان به سرعت توسط قوای متفقین اشغال نمی‌شد، معلوم نبود که سرنوشت شهرهای انگلیس با پیشرفتی که هر روزه دانشمندان آلمانی در این زمینه به دست می آورند به کجا منتهی می‌شد. آلمانی‌ها به سرپرستی دانشمند جوانی به نام ورنر فن براون موفق شدند با ساخت موشک نیرومند وی-2 و حملات موشکی به انگلیس صدمات وحشتناکی به این کشور بزنند و جا داشت که سازندگان این سلاح مخرب هم در "دادگاه نورنبرگ" محاکمه شوند اما "سیاست", بازی‌های خودش را دارد و این "جنایتکاران جنگی", بعد از پایان جنگ, حرمت پیدا کردند!

ادامه مطلب


"جان یانگ" را می‌توان تاریخ زنده کیهان‌نوردی آمریکا دانست. او از نخستین سال‌های آغاز عصر فضا، به جرگه کیهان‌نوردان ناسا پیوست و 6 بار با ناوهای کیهانی "جمینی"، "آپولو" و بالاخره "شاتل" به فضا سفر کرد.

جان یانگ در 24 سپتامبر 1930 در شهر سانفرانسیسکو به دنیا آمد اما در اورلاندو بزرگ شد شهری که بعدها در نزدیکی آن، نخست میدان آزمایش موشکی و سپس مرکز پرتاب‌های فضایی بوجود آمد.

از همان کودکی به پرواز علاقه داشت و همین عشق به پرواز بود که در 1948 او را به دانشکده فناوری کشاند تا در رشته هوانوردی درجه مهندسی بگیرد .سپس به بخش هوایی نیروی دریایی آمریکا روی آورد و بین سال‌های 1955 تا 1959 در اسکادران شماره 103 مشغول به کار بود و با هواپیماهای مختلف از جمله اف-8 دی و اف-4 ب پرواز می‌کرد. وی توانست چند رکورد جالب در پرواز با هواپیماهای جت به دست آورد.

ادامه مطلب


این 11 نفر فضانوردان سفینه‌های "وستک" و "وسخد" هستند که در سه گروه متفاوت انتخاب شدند و وضعیت‌های مختلفی پیدا کردند. تمامی نظامی‌های این عکس از اعضای گروه 20 نفره‌ای هستند که به عنوان نخستین فضانوردان شوروی بعد از طی مراحل بسیار سخت و پیچیده گزینش شدند.

از آن بیست تن تنها 13 نفرشان توانستند به مدار زمین سفر کنند و بقیه سالیان سال حتی اسمشان هم پنهان بود و بالاخره از دور خارج شدند و اما این 8 تن که می‌شود گفت خوشبخت‌ترین‌ها بودند چون برای سفر به فضا انتظار زیادی هم نکشیدند گرچه سرنوشت‌های تلخ و شیرین گوناگونی پیدا کردند.

ادامه مطلب


اگر در مسکو به مترو "ودنخا" سری زده باشید بر روی فضای تپه مانند کنار ایستگاه مترو، موشکی نقره رنگ را خواهید دید که بر روی نمادی از دود و آتش پرتاب، بیش از یک صدمتر به آسمان بلند شده است. این موشک بر روی سکو مانندی قرار دارد که دو طرفش تندیس‌های برجسته برونزی، نخستین گام‌ها در راه تسخیر فضا را نشان می‌دهد. مجموعه مجسمه‌ها، نماد موشک و ساختمان زیر آن، تشکیل دهنده «موزه یادمان‌های فضایی» است.

ادامه مطلب



تصور می کردم نوشتن  مقالات و  کار ترویج رسالت زندگیم هست و خوشحال بودم از این بابت که ترویج علم فلسفه به دنیا آمدن من است. نگو که این هم وبال گردنم می شود هم در دنیا و هم در آخرت. اما ظاهرا آنقدر به این قضیه علاقمند شده ام که درد سر آفرین شده است! شب جمعه قبل خواب عجیبی دیدم ( به قول قدیمی ها خواب هایم هم غیر آدمیزادی است!) خواب دیدم در شهر زیبا  در خیابان سرگردانم. جالب آن که شلوغی شهر فقط آدم ها بود و اثری از ماشین و  وسایل نقلیه وجود نداشت. همینطور که من هم در بین این همه آدم وول می خوردم به فکر این بودم که هم مجله نجوم و هم دانشمند مقاله خواسته اند و داشتم فکر می کردم چطور روی دو موضوع کار کنم به  کجا و کدام منایع  مراجعه کنم . سخت در فکر  مسیر نوشتن مطلب بودم که یکی از کسانی که از کنارم رد می شد ( که اصلا نمی شناختمش) رو به من کرد و گفت: مرد حسابی تو مُردی! چی فکر می کنی؟ من  لحظه ای به فکر فرو رفتم و از شخص دیگری که داشت از کنارم رد می شد  پرسیدم راست میگه من مردم؟ او جواب داد بله همه ما مردیم! پرسیدم پس اینجا چکار می کنیم؟ جواب داد  ما همه اینجا سرگردانیم چون هنوز از دنیا دل نکنده ایم. من خندیدم و گفتم من که  نه ثروتی دارم و نه تجارتی. من چرا اینجا هستم؟ من که  در دنیا چیزی برای دل بستن ندارم. من چرا سرگردانم؟ جواب داد بیچاره تو هم اسیر همان خرت و پرت های فضایی ات هستی! از خواب بیدار شدم موقع اذان صبح بود.  دیدم راست می گفت. یکی دل اش خوش است به برج و ماشین های گرانقیمت و یک عده هم مثل من وابستگی به اینطور چیز ها دارند. به هر حال ما هم اهل دنیاییم و دل به دنیا داریم. جالب آن که وقتی صبح خوابن را برای خانمم تعریف کردم خندید و گفت حتی بعد از مرگ هم به فکر خانواده ات نیستی و  جوش یادگار های فضایی ات را می زنی!

حال مانده ام بین زمین و هوا که آیا واقعا راه را درست آمده ام یا نه!


مدتی است که شبکه 2 تلویزیون, سریالی به نام "پدر" را نمایش می دهد. قصه ای سوزناک از حاج آقا علی تهرانی سرمایه داری که بعد از کشته شدن پسر عزیزدردانه اش, خودش را به آب و آتش می زند تا عروس و نوه اش رنج نبود شوهر و پدر را حس نکنند. جالب آن که ما سال ها در فیلم و سریال های این جعبه مغزشویی مواجه بودیم با پدرانی دیکتاتور و کج فهم که اصولا درکی از خواسته های خانواده نداشتند و با لجاجت و نادانی دنبال تحکیم پایه های قدرت خود بودند. پدرانی که خوب خوبه اش اسدالله‌خان (با بازی استادانه هنرمند ارزنده آقای کشاورز) بود در سریال پدرسالار! ثمره سال ها تلاش تلویزیون برای نابودی شخصیت پدر تاثیرات خودش را با ایجاد عصیان, نابود کردن شان و شخصیت پدر در خانواده ها سال هاست در جامعه به خوبی مشاهده می شود و فرزندسالاری امروز بسیاری از خانواده ها ریشه در همان تخریب دارد. این بار تلویزیونی ها  ظاهرا از آنطرف پشت بام افتاده اند و پدری را به نمایش گذاشته اند که صبح تا شب و شب تا صبح غصه نوه و عروسش را می خورد و برای سر و سامان دادن به آنها از همه چیز می گذرد. نقش آفرینی استادانه مهدی سلطانی, غم و غصه ماجرا را دو چندان کرده است بطوری که بیننده نمی تواند به زیر لعاب این داستان که یادآور فیلم های سوزناک هندی مثل مادر هند است پی ببرد.

در دورانی که گند کار آقازاده ها در آمده و اینک همه جامعه ما را نفرتی عمومی از این قشر انگل که با حمایت پدران شان و ژن خوب شان به مال و منالی رسیده اند گرفته, در دورانی که هر روز جامعه مواجه است با جمعی از این نکبت زاده هایی که با رانت پدرانشان به پول های مفت دست یافته اند و بدون هیچ خجالتی زندگی اشرافی سراسر کثافت خود را به نمایش می گذارند وآن را مایه تفاخر خود و تحقیر ملت قرار داده اند, در روزگاری که نکبت زاده ای در کمال بی حیایی خطاب به مردم می گوید اگر نمی توانید ثروت اندوزی کنید بروید بمیرید و صد ها مثال دیگر, تلویزیون به اصطلاح ملی, بار دیگر در جهت خلاف حرکت و خواست مردم با ساختن سریال "پدر" می خواهد حاج آقا, حاج خانم و آقازاده شان را غسل تطهیر دهد و بگوید نه بابا از این خبر ها هم نیست نوع خوبش را هم داریم!

حاج آقا حاضر نیست پسرش از هیچگونه رانتی استفاده کند, پسر حاج آقا برای پول توجیبی اش در کارواش , ماشین می شوید و حاج خانم باعث و بانی کار خیر است! ما هم که لابد بعد از این 40 سال غضنفریم و هیچی نه دیده ایم و نه حس کرده ایم! نه دیده ایم چطور با یک تسبیح و ته ریش, آقایان صاحب جاه و مقام شده اند و هزاران میلیارد ها را بالا کشیدند نه می دانیم که عزیزدردانه هایشان صاحب حساب های ارزی و ماشینی های چند میلیاردی هستند. آن ویلا های چند میلیاردی در لواسان و دیگر نقاط خوش آب و هوا هم لابد مال موجوات مریخی است.

نه جناب علی عسکری ناخدای کشتی مقوایی ترویزیون!

ما هالو نیستیم افسانه ای که شما سر هم کرده اید ابلهانه تر و غیرواقعی تر از قصه های نقیب الممالک در خوابگاه ناصرالدین شاه است. من قصه امیرارسلان و حسین کرد شبستری را بیشتر می توانم واقعی بدانم تا حاج آقای افسانه ای سریال پدر شما. شما هم فکر نکنید با چنین سریالی, می توانید کاسه ای بگذارید روی تعفن این جماعت و نکبت زاده هایشان  که بوی گند زندگی انگلی آنان اینک به ماورای مرز های این کشور هم رفته است و وسیله ای داده به دست دشمنان این کشور که تیشه به ریشه اعتقادات این مردم بزنند. 


بر اساس مذاکرات و قرارداد بسته شده، در آوریل 2019 یک شهروند امارات به همراه دو فضانورد از آمریکا و روسیه به یک ایستگاه فضایی بین‌المللی سفر خواهد کرد.

روسکاسموس همچنین گفته بود که در آینده، نمایندگان دیگری از امارات در گروه‌های اعزامی به این مجتمع مشارکت خواهند داشت. علاوه بر این، گزارش شده است که بحرین هم علاقمندی خود به پرواز شهروندی از این کشور با ناوهای کیهانی روسیه را به مسئولان روسکاسموس اعلام کرده است اما اینک صحبت از حضور "دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس" و حتی فراتر از آن است.

در بیانیه‌ای که از طرف سازمان فضایی روسیه منتشر شده آمده است: "روسکاسموس در حال مذاکره با دیگر کشورها و سازمان‌های منطقه خلیج فارس و فراتر از آن، برای انجام ماموریت‌های سرنشین دار به بخش روسی ایستگاه فضایی بین‌المللی است."

ادامه مطلب



با خبر شدم دوست عزیزم استاد ارجمند جناب آقای جهانگیر دری درگذشته اند. من مرگ دانشمندان  را پایان راه نمی دانم و مرگ آخر عمر پر برکت شان نیست چون کار ترویج علمی که آنان انجام داده اند همچون چشمه جوشانی است که توسط شاگردان آنها جاری خواهد ماند. اما از دست دادن شان برای ما که چند صباحی بعد از آنان زنده می مانیم حتما غم انگیز است. به همین دلیل این ضایعه را به جامعه ایران شناسان و استادان زبان فارسی و شما  تسلیت می گویم. 
 او معلمی واقعا بی بدیل , مترجمی بسیار توانا و انسانی فوق العاده فروتن و مهربان بود. به خاطر ندارم  او را بدون لبخند دیده باشم.  آدمی رک و راستگو بود . 
از نظر کار معلمی توانایی فوق العاده داشت در کارش بیشتر از تقریبا همه استادان زبان فارسی در مسکو  توانا بود و به دلیل تسلط اش به زبان فارسی بخصوص ضرب المثل ها و گوشه های باریک این زبان, در کارش بیشتر از تقریبا همه استادان زبان فارسی در مسکو در انتقال این ظرایف موفق تر بود. از ویژگی های تدریس او آشنا کردن شاگردانش با ضرب المثل ها, متلک ها, گوشه و کنایه های فارسی بود و به همین دلیل خیلی زود در صحبت با دانشجویان زبان فارسی شما می توانستید شاگردان او را از دیگر استادان تشخیص دهید چون شاگردانش از این گوشه و کنایه ها استفاده می کردند. 
به خاطرم هست که در یکی از المپیاد های زبان فارسی دانشجویان زبان فارسی دانشگاه های مختلف را در یک سالن نگهداشته بودند. وقتی من وارد شدم یکی از آنها بعد از سلام و احوالپرسی گفت: استاد تاکی باید اینجا صبر کنیم. علف زیر پای ما سبز شد. چند دانشجوی دیگر با تعجب به او و کف سالن نگاه کردند! دانشجوی استاد دری وقتی تعجب آنها را دید به روسی در مورد این کنایه به آنان توضیح داد و آن دانشجویان بعد از خنده ای شیرین , این کنایه و معنای آن را در دفترشان یادداشت کردند.
مرحوم دری ید طولانی در ترجمه آثار طنز فارسی به روسی داشت. او که کاملا به گوشه های طنز زبان روسی  هم مسلط بود مترجم آثاری از  پزشکزاد , منوچهر اشتهاردی و مرادی کرمانی به زبان روسی بود که در این ترجمه ها با مهارت تمام تیزی و شیرینی طنز را به زبان روسی منتقل کرده بود.
همچنین نکته دیگری می خواستم عرض کنم در ارتباط با مطلبی که در تارنمای رایزنی فرهنگی ایران در مسکو آمده است و نوشته شده "او نگارنده اصلی فرهنگ لغت دوجلدی فارسی-روسی است که امروز به عنوان فرهنگ روبینچیک از آن نام برده می­شود." من این مطلب را خلاف واقع و نگاه عوامانه می بینم. در مرحله اول طی حدود 25 سال رفاقت با مرحوم دری هیچگاه چنین ادعایی را از ایشان نشنیدم. در مرحله دوم می دانیم که بسیاری از آثار تالیفی آکادمیک جهان, کاری گروهی است و در نهایت به نام سرپرست گروه منتشر می شود و این به معنای ضایع کردن حق دیگران نیست همانگونه که مثلا فرهنگ دهخدا به نام مرحوم دهخدا منتشر شده اما افراد متعددی در تالیف آن مشارکت داشته اند. 
مرحوم دری خود دارای آثار بسیار ارزنده ای بود و نیازی نیست با لکه دار کردن نام استاد بزرگ جناب آقای روبینچیک, ایشان را بزرگ کنیم. 
امروز نه مرحوم روبینچیک در میان ماست که از خود دفاع کند و نه مرحوم دری که در مورد این تعریف بیجای رایزنی فرهنگی حرفی بزند.
نکویش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد.
اما ما وظیفه داریم که در جایگاه عدالت و انصاف اجازه ندهیم نام بزرگانی همانند استاد روبینچیک آلوده غرض و یا ناآگاهی دیگران شود.



همه پیوندها